هستيم . وقتى نيروى اثرگذار به اين عمومى باشد ، هر نيروى تأثيرپذيرى كه استعداد پذيرش اين مهمان را داشته باشد نمىتواند رهايى يابد . مثلا كمتر انسانى است و بلكه مىتوان گفت به زحمت مىشود انسانى را پيدا كرد كه هيچ خلط بد و ناپسند در درونش نباشد ؛ و هرگاه خلط بد و ناپسنديده بود از تأثير هواى بد وبايى نمىتواند كنار باشد . آرى اگر خلطهاى بدن كسى كاملا بدون آلايش باشند از آن نيروى تأثيربخش كذائى تأثيرپذير نخواهد بود .
بدنهاى ناتوان نيز از انواع تأثيرپذيرها است ؛ مثلا كسى كه بيش از حد لازم جماع مىكند براى پذيرش تب وبايى آمادگى دارد . كسانى كه بدن تر مزاج دارند و گدارهاى گشاد در بدنشان موجود است و زياد از حد لازم آبتنى مىكنند ، براى تحويل تب واگيردار وبايى آمادگى دارند .
نشانيهاى تب وبايى
در تب وبايى ظاهرا حالت تبدار آرام به نظر مىآيد ، اما در درون ، انسان منتهاى افسردگى را با خود دارد . تب وبايى اكثرا خطر جانى در بر دارد و بيمار را به آن دنيا مىفرستد . نشانيهاى تب وبايى كه مىتوانند گزارشگر از حالت تب باشند از اين قرارند :
1 - درد سوزش در بيمار احساس مىشود .
2 - التهاب حرارت بسيار شديد است .
3 - نفس بزرگ و بلند و پياپى مىآيد و اكثرا نفستنگى شديد روى مىدهد ، و نفس بوى بد مىدهد .
4 - تشنگى شديد است و زبان بيمار خشك مىشود .
5 - در بعضى حالات ممكن است بيمار دلش به هم آيد .
6 - گاهى رخ مىدهد كه اشتهاى غذا از بيمار سلب مىشود . كه اگر وسيلهء خوردن غذا - حتى اگر به زور هم بخورند - با اين اشتها از دست رفتن به مقاومت نپردازند بيمار از گرسنگى مىميرد .
7 - بيمار تبدار وبايى قلبش به درد مىآيد .
8 - تبدار وبايى سپرزش مىآماسد .
9 - بسيار افسرده مىشود و از شدت ناراحتى حركات غير طبيعى دارد .
10 - ممكن است سرفهء خشك همراه تب وبايى باشد .
11 - ممكن است به حالتى درآيد كه با غش كردن فاصلهء چندانى نداشته باشد .
12 - ممكن است عقل و هوش بيمار درهم برهم شود .
13 - پايينهاى نزديك دندههاى مجاور شكم كشيده مىشوند .
14 - بيمار به درد بىخوابى مبتلا مىگردد .
15 - بدن سست و شل مىشود و بيمار احساس تنبلى زياد مىكند .
16 - در بعضى حالات ممكن است جوشهاى سرخرنگ و سرخ مايل به زرد بر بدن بيمار پيدا شوند . ممكن است اين نوع از جوشها به سرعت پيدا شوند و به سرعت به ژرفا روند و ممكن