4 - دهان بيمار بوى گند مىدهد .
5 - آروغ بوى گند مىدهد .
6 - ممكن است از تمام جسم بيمار بوى گند به مشام برسد ؛ كه اين نشانيهاى بدبو هرگاه باشند گواه راست بر ايلاوس هستند .
7 - بيرون نيامدن چيزى از راه پايين در اين بيمارى حتمى است .
8 - امّا قى كردن مدفوع وقتى است كه بيمارى بسيار شدت يافته و خطرناك گشته است .
9 - قى كردن و تهوع در ايلاوس بيشتر از آن است كه در قولنج روىآور است ؛ زيرا در ايلاوس جاى درد نزديكتر به معده است تا در قولنج .
10 - افسردگى بيمار ، اندوه و غم ، تپش و پريدگى ، غش كردن ، بيخوابى و سردى دست و پا در بيمارى ايلاوس بيش از آن است كه در بيمارى قولنج احساس مىشود .
11 - سنگينى در ايلاوس - كه از اثر بلغم و مدفوع باشد - بيش از آن است كه در قولنج احساس مىشود ؛ زيرا اندامى كه ايلاوس دارد جايش بلندتر و جرمش ناتوان و تنكتر از رودهء قولون است و رودهء قولون كمتر از رودهء باريك در بدن فضاى شكم را اشغال كرده است .
12 - برانگيختگى چشم در ايلاوس بيشتر از آن است كه در قولنج مشاهده مىشود .
13 - بقيهء نشانيها همان نشانيهاى قولنج هستند كه آنها را همراه نشانيهاى ويژه به ايلاوس بايد بررسى كنى . مثلا جاى درد كه در بالاى ناف است ، حركت درد ، كمتر بهره ديدن از حقنه و . . .
اگر بيمارى ايلاوس از اثر سم باشد ، پيش درآمدهايى دارد كه قبل از شدت يافتن درد پديد آيند ، مانند : قبل از آنكه درد ايلاوس شدت يابد ، بيمار ناتوان ، فروهشته و سست مىشود ، به تپش قلب غير طبيعى مبتلا آيد و به علاوه يكى از نشانيهاى اثر سم آن است كه نشانى سببهاى ديگر را نيابى .
اگر بيمارى ايلاوس از نيرومندى بيش از حد طبيعى روده ناشى است نشانيهايش از اين قرارند :
1 - تفالهء مدفوعى سخت است .
2 - بيمار مدفوع را قى مىكند .
3 - تب نيست .
4 - بيمار زياد ناتوان نمىشود .
علاج
علاج بيمارى ايلاوس به علاج قولنج نزديك است . تنها فرق اين است كه علاج تأثير بخشتر و قوىتر مىخواهد ؛ زيرا ايلاوس از قولنج قوىتر است .
داروهاى تناولى در علاج بيمارى ايلاوس بيشتر از علاج قولنج مورد نيازند ، مخصوصا در علاج ايلاوس حتما بايد حقنه را به كار برد ؛ زيرا اگر بيمار دارو خورد و دارو توانست كارى انجام دهد ، چيزى از پايين بيرون مىآيد و حقنه لازم است كه راهى براى دفع مواد باز كند . استعمال حقنه چه قبل از تناول دارو باشد يا بعد از آن خالى از فايده نيست بلكه خوب و بهرهرسان است . اين تقدّم