سازى ؛ علاوه بر حقنه از داروهاى گذاشتنى بر جاى دردمند از خارج استفاده كن ! كه اين نوع داروها را نام بردهايم .
اگر به وسيلهء حقنه و گذاشتنىها بر بالاى جاى قولنج درد سبك نشد ، دقت كن ! اگر خلط در قولون هست و تنها باد نيست ، به هر وسيلهاى كه باشد از دارو ، كماد يا ضماد براى گرمى بخشيدن به اندام دردمند كوتاهى مكن . بادكش آتشى بدون شيار كردن پوست استعمال كن !
اگر بيمار بسيار قبض نيست درمان مناسب مزاج بيمار باشد . جاى درد را به آرامى ماساژ بده ، روغنهايى از قبيل : روغن زنبق ، روغن سنبل رومى و روغن بان بر جاى دردمند بمال . روغنها گرم شده باشند . مخلوط گاورس با نمك - نمك به اندازهاى باشد كه خودت مصلحت مىدانى - را باهم بر جاى درد ببند .
بيمار را در دراز كشيدن امتحان كن ! ببين اگر بر پهلو مىخوابد يا اگر بر پشت يا دمرو مىخوابد ، در كدام حالت كمتر احساس درد كرد و باد بيشتر بيرون فرستاد ، بر آن وضعيت بخوابد .
داروهاى تناولى براى اين حالت از قولنج عبارتند از : كراويا ( شاه زيره ) ، بزر فيجن ( سداب ) كه با آب بزرها يا در شراب كهنه يا در عسلاب ريزند و بخورند . يا دارو را با پانيد بخورند .
ممكن است اگر فلونيا بخورند يكباره شفا يابند .
فصل چهارم پاكسازى در قولنج سردبادى و بلغمى
داروى تركيبى آتى براى پاكسازى قولون ناشى از بلغم و مدفوع گير كرده سودمند است :
نسخه :
سه كوهه ، بسپايك ، شنبليله ، كاجيره و سپستان از هريك يك جزء متساوى . تربد به وزن دو درهم . پيه هندوانهء ابو جهل درسته و بدون كوبيدن به وزن نيم مثقال ، انجير ده عدد . همه باهم مايهء حقنه شوند .
نسخهء ديگر :
بزركتان ، بزر كرفس ، رازيانهء شامى ، لوفاى باريك ، كرچك دانهء كوبيده و بنفشه از هريك به وزن پنج درهم . فيجن يك دسته ، برگ كلم پر يك دست . در آب زياد بريز و بر آتش نرم گذار يواشكى بجوشد تا آب كم مىشود . داروها را با دست در آب بفشر و درهم سرش و آنگاه بپالاى . از آب حاصل از پاليدن تقريبا به وزن يكصد درهم جدا كن ! خيار چنبر دارويى به وزن هفت درهم ، شكر قرمز هفت درهم ، سكبينه و مقل از هريك يك درهم . بورك يك مثقال . روغن كنجد پانزده درهم . همه را در آن آب جدا شده ريز و بهم زن تا خوب درهم مىآميزند و حل مىشوند . بيمار را بدان حقنه كن و اگر چيزى از زهرهء گاو در آن قاطى كنى بهتر است .
داروى مادهء حقنهء ديگرى كه بلغم لزج را پاكسازى مىكند تركيب زير را دارد .