زيرند :
1 - شايد ماهيچهء دربان ( دربند و دربازكن ) راه بول ، از ناتوانيى كه بر او روى آورده است ، نمىتواند خود را چنان كه بايد و شايد حركت دهد و به موقع باز و بسته شود بسته شده است امّا ياراى گسترده شدن و باز شدن را ندارد و بول در داخل مثانه حبس شده است .
2 - ممكن است ماهيچههاى شكم وابسته به مثانه و پيوسته با ماهيچهء دربان ، ناتوان شدهاند و نمىتوانند چنان كه لازم است فشار بر مثانه آورند و مثانه را بفشرند و دربرگيرندهء مثانه را بيرون دهند .
3 - يا شايد ماهيچههاى شكم و ماهيچهء دربان - كه ضمن آنها است - به حالتى از كشيدگى و امثالهم مبتلا شدهاند كه نمىتوانند وظيفهء خود را نسبت به كارسازى مثانه انجام دهند .
اگر ناتوانى از نيروى طبيعى و سراسرى باشد ، حال بدين منوال است :
انسان مبتلا به سوء مزاج است و نيروهاى وابسته به اندامان از سوء مزاج انسان تأثيرپذير مىشود .
سوء مزاج ، نيروى دفعكنندهء ماده در مثانه را ناتوان كرده است و ياراى دفع كردن را از آن گرفته است .
- كدام نوع از سوء مزاج بر مثانه و نيروى دفعكنندهء مثانه تأثير مىگذارد ؟
الف - سوء مزاج سرد است كه اكثرا بر مثانه تأثير بد مىگذارد و ناتوانش مىكند .
ب - سوء مزاج گرم هم بهندرت رخ مىدهد كه مثانه را آسيب برساند .
ج - سوء مزاج سرد يا گرم - كه بر مثانه تأثير بد دارند - يا سادهاند يا همراه مادهاند .
اگر سبب ناتوانى نيروى دفعكننده در مثانه سوء مزاج سرد همراه ماده است ، مادهء همراهش مادهء رطوبى سستكننده يا كشدهنده است .
اگر سبب سوء مزاج گرم است ، بول تندمزاج همراه دارد و يا سببى در خود طبيعت به حبس شدن بول انجاميده و نيروى دفعكننده در مثانه ناتوان شده است .
گفتيم ممكن است سبب در ماهيچهء دربان مثانه نهفته باشد ؛ ببينيم كدام عوامل ماهيچه را به اين حالت در مىآورند :
1 - آسيب از سوء مزاج است كه ماهيچه را مبتلا كرده است .
2 - ورم در ماهيچه سر بر آورده است .
3 - آسيب پىرگها را متشنج يا سست گردانيده است .
4 - انسان ضربت خورده و ضربت بر ماهيچه آمده است .
5 - شخص بر زمين و دمر و افتاده و ماهيچه آسيب ديده است و غيره و غيره .
اين آسيبديدگى ماهيچه - كه پىآلود است - يا مستقيم است ( خودش آسيب ديده است ) يا اينكه پىرگهاى منشأ در اندامان رئيسى آسيب ديدهاند و در نتيجه پىرگهاى ماهيچه از آسيب آنها تأثيرپذير شده است . مثلا به پىرگهاى وابسته به نخاع يا مغز لطمهاى وارد شده .
گفتيم ممكن است سبب حبس شدن يا دشوار آمدن بول از طرف فرستندههاى مادهء بول به مثانه باشد ، كه اين فرستندهها كبد و كليه هستند . علت اينكه كبد يا كليه به اين حالت از زبونى
قانون ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٨١