است كه هيچيك از نشانيهاى قرحه و مادهء بلغمى نيست .
اگر اسهال از مادهء سودائى و گداختگى است ، از اين نشانيها مىتوان آن را شناخت :
1 - هيچ دليلى در احشاء گير نمىآيد كه معلوم شود سبب اسهال شده است و احشاء كاملا سالم است .
2 - بدن بيمار به حرارت شعلهور مبتلا است .
3 - بيمار به تب دق دستبرندار مبتلا است .
4 - دگرگون شدن رنگ مدفوع ، دگرگونى قوام مدفوع ، بوى بد مدفوع همگى گواه اين حالتند .
مادهء اسهالى كه از گدازيدن خلط باشد چرك خونالوده شل و آبكى است . و اگر از اثر گدازيدن گوشت پيهآلود باشد ، چرك خونالوده غليظ و پرمايه است و به اسهال از اثر قرحه شبيه است اما فرقش اين است كه همراه چربى و در رنگ مختلف است و در نتيجه به قوام پيه درمىآيد بدون اينكه قوام خود را از دست بدهد و همچنان شل و آبكى مىماند .
اگر گداختهء ماده اسهالى از گوشت بدون پيه باشد ، با چرك خونالود ناشى از گدازيدن گوشت پيهآلود هماهنگ است . اما چربى ندارد و در آخر به رنگ تهنشين شراب درمىآيد .
اگر اسهال از اثر پرشدگى رگها از خون است ، خونى كه با اسهال آيد خونى است كه از رگهاى پر و مالامال و از خون لبريز شده كه طبيعت آن را به بيرون پرت مىكند و بدن را از آن تهى مىسازد .
و تو سبب پرشدگى و پاكسازى رگها از خون را سابقا ياد گرفتهاى و سبب آنها را مىدانى ؛ از همين سببها حالت را بشناس ! اضافه بر آنها خونريزى اسهالى ، خون خالص و بدون آلودگى است و يكباره در اندازهء زياد بيرون آيد ؛ نه دردى همراه دارد ، نه بيمار را به سستى و ناتوانى مىكشاند و مادهء اسهالى هم نوبتى آيد .
اگر اسهال از نوع زحير است - هر نوع از زحير باشد - از معاينهء مدفوع مىتوان تشخيص داد .
اثر سردى مداوم ، اثر نشستن بر جاى سخت ، زحير ناشى از بواسير و زحير ناشى از ترك بردن مقعد را مىدانى و مىتوانى تطبيق دهى .
اگر قبل از بيرون دادن خون زحيرى اسهالى هست و اسهال همراه پوستكهاى پوستهاندازى است و يا اينها نيز پيش قدم نبودهاند ، علامات ديگر آشكار است و از معاينهء مدفوع شناسائى مىشوند .
گاهى رخ مىدهد كه مدفوع در شكم بند آمده است ، درد و آزار دارد ، افشره مانندهء شل و آبكى از آن مىتراود و به خارج راه مىيابد ؛ اين حالت طبيب را دچار اشتباه مىكند و حدس مىزند كه زحير است . و گاهى ممكن است مادهاى بيرون آيد كه خراطى است و به بلغم شبيه است و طبيب گمان مىكند كه زحير است . تو نبايد خود را دچار چنين اشتباهاتى بكنى . بايد با دقت سبب را بيابى چنان كه ياد گرفتهاى !
فرق بين قرحهء ناشى از زحير و قرحهء رودههاى بالاى جاى زحير اين است كه : آن مادهاى كه از رودهء مستقيم سيلان مىكند بدبوئيش اندك است ، يا اصلا بوى بد ندارد .
اگر كسى قرحه در روده دارد يا اسهال خونى دارد و خون در شكمش يخ بست ( منعقد شد ) ، به
قانون ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٩٤