الف - تند و شديدتر از حالت طبيعى چيزهاى وارد به معده را مىگيرد .
ب - يا نيروى گيرنده در معده ناتوان است و از گرفتن وارد شده به معده عاجز است ، و تازه وارد شناور مىشود .
3 - نيروى هضمكننده آسيبديده است كه :
الف - اصلا هضم نمىكند .
ب - در هضم كردن توانايى كافى ندارد و هضم كامل صورت نمىگيرد .
ج - ابزار هضم به حالتى از تباهى رسيده است كه مادهء وارده به معده را به مادهء دودى يا ترشيده تبديل مىنمايد .
4 - نيروى دفعكننده در معده آسيبديده است ، مثلا :
الف - تندتر و شديدتر از حالت طبيعى مدفوع را بيرون مىراند .
ب - يا مدفوع را به سوى بالا مىفرستد .
ج - يا به سستى و كندى مدفوع را بيرون مىدهد .
د - يا اصلا نمىتواند مدفوع را از خود براند و در معده ماندگار مىماند و هر غذايى كه مدّت زياد در معده بماند و به كند حركتى بينجامد ، بخار مىكند ؛ بخارى كه از مدفوع ماندگار و ديرينه در معده به وجود مىآيد آزاردهنده است و خلطها را به حركت كردن وامىدارد ، و هيچ چيزى به اندازه ميوه زود تبخير نمىشود و از هر چيز ديگرى ميوه بيشتر بخارانگيز است .
ه - گاهى ممكن است معده به دردى مبتلا گردد كه سبب كشيدگى در جرم معده شود .
و - ممكن است درد گزنده و غيره سبب ناسازگارى معده شوند .
بر اثر ناتوان شدن نيروهاى ذكر شده كلّا يا برخى از آنها خوراك وارد به معده به حالاتى خارج از حالت طبيعى درمىآيد ، مثلا :
1 - خوراك در معده حالت شناور به خود مىگيرد .
2 - خوراك به سستى از معده خارج مىشود .
3 - خوراك هضمشده به سرعت بيش از حالت طبيعى از معده بيرون مىريزد .
4 - خوراك كمتر به هضم مىرسد .
5 - خوراك اصلا هضم نمىشود .
6 - خوراك در معده تباه مىشود .
7 - اشتها به كلّى از بين مىرود .
8 - اشتهاى سگانه بردارندهء معده مستولى مىشود .
9 - اشتها به تباهى سر مىكشد ، مثلا آرزوى خوردن گل و زغال و غيره در شخص دارندهء معدهء ناساز شدّت مىيابد .
10 - كه اين حالت ناسازى معده گاهى قرقر شكم ، آروغ ، و باد و درد گزنده به دنبال دارد .
ممكن است ناتوانى و آسيبديدگى معده از شراكت اندامان ديگر باشد ، مثلا :
قانون ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٣