اندامانى كه آمادگى پذيرش مادهء بيمارى استسقا را دارند ، عبارتند از :
1 - كليّه اندامان ظاهرى و پديدار بدن .
2 - فراغهايى كه در نزديكى آنها غذا و خلط جابجا مىشوند و به كار مىروند .
بيمارى استسقا سه حالت دارد :
1 - استسقاى گوشتى .
سبب بوجود آمدن استسقاى گوشتى ، مادهء آبى بلغمى است كه همراه خون در اندامان تن پراكنده و توزيع مىشود .
2 - استسقاى خيگى .
سبب استسقاى خيگى ، مادهء آبكى است كه در قسمتهاى پايين و خالى درون و اطراف آن مىريزد .
3 - استسقاى طبلى .
سبب استسقاى طبلى مادهء بادى است ، كه در فراغهاى درونى و اطراف آنها پراكنده مىشود .
بيمارى استسقا از لحاظ عمومى سببها و علاماتى دارد و به علاوه هريك از انواع سهگانهء آن نشانيهاى ويژه به خود دارند .
هر استسقايى از انواع سهگانه حتما از بيمارى كبد نشانى دارد . يا تنها كبد بيمار است و استسقا از آن نشأت گرفته است و يا كبد در بيماريى كه دارد و سبب استسقا شده است ، با اندام بيمار ديگرى شريك است . و ممكن است كه كبد بيمار باشد اما بيمارى استسقا بدنبال نداشته باشد .
حال ببينيم كه سببهاى ويژه به كبد و بدون اشتراك اندام ديگر ، كدامند :
- نخستين و بيشترين سبب كه موجب استسقا مىشود ، ناتوانى نيروى هضمكننده در كبد است . و تو گوئى سبب مستقيم و در رابطه با توليد بيمارى استسقا ، همين حالت بدهضمى در نيروى هضمكنندهء كبد است .
پيشدرآمدهاى حالت بيمارى كبد كه سبب ايجاد بيمارى استسقا مىشوند عبارتند از :
1 - بيماريهاى كبد كه از سوء مزاج كبد رخ داده باشند .
2 - بيماريهاى ابزارى از قبيل : كوچك بودن جگر در خلقت ، راهبندان در كبد ، ورم گرم ، ورم سرد .
ورم سست و ورم سخت كه دهانهء رگ كشندهء غذا را بسته باشد .
3 - سفت و سخت شدن پردهء پوششى نازك صفاق كه پيرامون كبد را پوشانيده است .
بيماريهاى واكنش سوء مزاج كبد :
الف - سوء مزاج گرم و التهابى در كبد .
ب - سوء مزاج سرد در كبد .
ج - سوء مزاج خشك در كبد .
اما بيمارى استسقايى اكثرا پيامد مزاج خشك و يا مزاج سرد كبد است .
مزاج خشك و مزاج سرد هركدام كه بر كبد چيره باشند ، در چند حالت اثر بر كبد مىگذارند و