فصل دوم سوء قنيه
هرگاه حال كبد تباه شد و ، ناتوانى بر آن چيرگى يافت ، حالتى براى كبد رخ مىدهد كه پيشدرآمد بيمارى استسقا است . اين حالت را سوء قنيه گويند و به اسم سوء مزاج يا تباهى مزاج نيز شناخته مىشود .
نشانيهاى سوء قنيه :
1 - قبل از هر چيز رنگ پوست بدن و چهره به سپيد مايل به زرد مىگرايد .
2 - هيجان ( برانگيختگى ) در پلكهاى چشم ، چهره و طرفهاى دست و پا رخ مىدهد . و حتى ممكن است كه اين هيجان در سراسر بدن رخ دهد .
3 - بدهضمى رخ مىدهد .
4 - احتمال دارد كه اشتهاى بيمار بسيار و شديد باشد .
5 - قبوضيت و حالت اسهالى شكم بدون نظم و ترتيب گردد .
6 - خواب بيمار نيز در اين بىنظم و ترتيبى به حال اسهال و قبوضيت شكم درمىآيد . گاهى نيست و گاهى هست .
7 - احتمال دارد گاهگاهى غش كردن رخ دهد .
8 - بيخوابى كشيدن زياد .
9 - بول و عرق كم است .
10 - باد شكم زياد است .
11 - مراق به شدت به بادكردگى مبتلا مىشود .
12 - احتمال دارد كه بيضهها نيز باد كنند .
13 - اگر قرحهاى گريبانگير بيمار شود ، بهم آمدن و خوب شدن آن دشوار است زيرا سوء مزاج مانع خوب شدن قرحه مىشود .
14 - لثهء بيمار مىخارد و اين خارش از اثر بخار تباه است كه بالا رفته و به لثه رسيده است .
15 - بدن بيمار تنبل و فروهشته و سست است .
- گاهى اتفاق افتد كه از اثر جمع آمدن آب در ريه حالتى شبيه حالت سوء قنيه رخ دهد ، كه سروسيماى بيمار در كليهء علامات به حالت بيمار استسقايى درمىآيد .
فصل سوم بيمارى استسقا
استسقا نوعى بيمارى است كه از اثر مادهء خارجى سرد مزاج و سردىبخش روى مىآورد . مادهء سبب بيمارى استسقا ، داخل اندام مىشود و در آن اندام رشد مىكند و افزايش مىيابد .