- چند جهت دارد :
1 - چكيدهء دمل درونى است كه تركيده است .
2 - راهبندان باز شده است .
3 - قرحهء متعفن و خوره اين ماده را فرستاده است .
4 - خون در اطراف كبد سوخته و تغيير يافته است ؛ زيرا از اثر سوء مزاج گرم كبد و اطراف كبد نتوانسته چنان كه بايد و شايد نفوذ كند .
5 - يا حرارت كبد به اندازهاى است كه خون را در داخل رگها تغيير داده و فاسد گردانيده كه با ذوق بدن ناسازگار شده و در نتيجه بدن آن را پس داده است ، غليظ شده و به شكل دردى در آمده و بوى بسيار بد گرفته است و از اثر جوشيدن و گداختن كفمانندى در آن مشاهده مىشود . و نيز از اثر حرارت زياد است كه مادهء مرارى با اين مادهء دردى مانند بدبوى كف كرده همراه است .
گاهى كه مادهء خونى چنين تباه و تا اين حد فاسد مىشود ، طبيعت نيرومند آن را به بيرون سوق مىدهد . به وجود آمدن و ريزش چنين مادهاى دليل بر تباهى مزاج اندامان ديگر هم مىشود .
بيمارى كه چنين مادهاى در بدن او پديد آمده حتما بسيار لاغر و پژمرده است .
اين ماده ، در رنگ ، قوام و بدبوئى با ماده سودائى فرقهاى زير را دارد :
الف - سياهى رنگش كمتر از سياهى مادهء سودائى است .
ب - غليظ و پرمايهتر از مادهء سودا است .
ج - بوى گندى دارد كه بوى گند مادهء سودا به گردش نمىرسد .
دليل ايجاد چنين مادهء سياه غليظ دردى مانند ، يكى از چند حالت زير است :
الف - سردمزاجى آنقدر زياد است كه مادهء خونى را منعقد و يخبسته كرده است .
ب - حالتى از ناتوانى بر كبد آمده كه مادهء آبكى شبيه آب گوشت در آن شسته را به خون و دردى شرابمانند تبديل كرده است . اين حالت اخير مگر بهندرت و الّا ناگهان و يكباره پيدا نمىشود و هميشه مقدماتى دارد . اما اگر بدون مقدمه و به حالت ناگهانى پديد آمد ، اكثرا از اثر سوء مزاج گرم سوزانده است ؛ زيرا سوء مزاج سرد مادهء هنوز ناپخته را سيلان مىدهد ، در صورتى كه گرماى سوزاننده آن را منعقد مىسازد و به شكل دردى درمىآورد .
ج - گوشت جرم كبد سوخته و غليظ است ، و بدبوئى از اثر تأكل و قرحه مىباشد ؛ و يا زياد راكد مانده و سوخته است .
اگر اين حالت اخير باشد ( سوختن از اثر زياد راكد ماندن ) يكى از دو احتمال زير را دارد :
1 - خون صاف و بىآلايش داراى نيروى زياد است و نياز بدان نداشته كه زائد را بيرون براند . در نتيجه آن زائد از حدّ لازم مدتى زياد از حد طبيعى مانده و تغيير يافته است . آنگاه نيروى دفعكننده سر وقتش آمده و آن را به بيرون پرت كرده است .
2 - احتمال دارد گسستگى پيوندى رخ داده باشد .
بقراط فرمايد : « اگر كسى كبدش پر از آب باشد سپس اين مادهء مايع تركيده و به سوى غشاى درونى آيد ، هرگاه به شكم رسيد و آن را پر كرد بيمار مىميرد .
قانون ( فارسى ) — صفحة 270
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٧٠