نرمى بخشيدن و بازدارندگى عفونت و اصلاح عفونت را در بر دارند .
در نسخهء فوق مويز هست ، اما وزنش به نسبت داروهاى همقطارش كمتر است ، كه شيرينى زياد در دارو نباشد . و براى آن وارد شده است كه شيرينى هم سهمى در دارو داشته باشد و دارو با حضور مويز بهتر كار مىكند .
مويز از داروهاى سازگار با كبد و دوستدار كبد است و با كبد خود را هماهنگ مىكند . و اين دوستى دارو با اندام بيمار بهترين خاصيّت داروى بهرهرسان است . در مويز خاصيّت پخته گردانيدن نيز هست . مويز خلط سبب بيمارى را به راه اصلاح هدايت مىكند و خود زود تباه و فاسد نمىشود .
شربتهاى داروئى سازگار با كبد را كه با داروى ضد عفونى همراه باشند استعمال كن ! كه آنها را ذكر كردهايم . مشروط بر اينكه مانعى در به كار بردن آنها سر راه نباشد .
عسل را كه خودت مىدانى چه فائدههايى دارد .
مقل ملين ، رساننده و تحليلبرنده است .
سقز درخت بنه نيز داروى خوبى است كه بازكننده و زداينده است .
هر داروى تركيبى كه افيون و بنگ در آن وارد باشد ، بسيار سودمند و خوب است . داروى مخلوط با افيون و بنگ براى كبد ناتوان و داراى حرارت ، علاج واقعى است . هم ازاينرو است كه معجون فلونيا - چنان كه نسخهء تركيبش نوشته شده - براى علاج هر نوع و هر حالت ناتوانى كبد بسيار مفيد است .
داروى تركيبى ديگر نيز بسيار خوب است و در عين حال گرمىبخشى در آن نيست كه تركيبش چنين است :
نسخه :
سنبل رومى سه جزء . خاراگوش رومى دو جزء . هر دو خرد و خاش شده و سائيده گردند و با عسل مخلوط كرده و از آن تناول كنند .
داروى بر كبد بستنى
داروهاى خوشبوى شناخته شده با شراب ريحانى گسمزه بپزند ، روغن سنبل رومى يا امثال آن را بر آن اضافه كنند و كعك در آن بريزند و بهم زنند و بوسيلهء پشم از خارج بر كبد بندند .
داروى گذاشتنى بر كبد
دارويى كه در اقرابادين آمده است و غوره و جوانههاى نازك تاك و گل محمدى در آن بهكاررفته خوب است .
ضمادهائى را در علاج ناتوانى كبد به كار ببر كه در بحث از علاج ناتوانى معده ذكر شدهاند .
عطريات دارويى . ضمادهايى كه مشك زمين ، مصطكى ، سنبل ، كندر ، سك ، مشك ، ثمر درخت