فصل ششم علاج هضم تباه
1 - قبل از هر چيز بايد هرچه در معده فاسد شده است بيرون آيد و معده پاكسازى كامل شود . وسيلهء پاكسازى قى باشد يا اسهال مهم اين است كه ذرهاى از خوراك فاسد شده در معده نماند .
2 - خوراك و نوشيدنيها برحسب لازم و دستور بهداشتى تهيه شوند و اسلوب صحيح را مراعات كنند .
3 - تا كاملا احساس گرسنگى نكنند غذا نخورند . و قبل از غذا با نوشيدن گلاب معده را تقويت بخشند .
اگر سبب تباهى هضم حرارت زياد معده است ، يا از اثر ريزش مادهء صفرائى به معده ، تباهى هضم رخ داده است بايد خوراك پرمايه و غليظ بخورند و غذا متمايل به سردمزاجى باشد . مثلا گوشت گاو در سركه انداخته خوب است . خوراك نازك و لطيف خوب نيست زيرا خوراك كممايه بسرعت در معده تباه مىشود .
كسى كه مزاج صفرايى دارد ، بايد قبل از غذا خوردن خود را قى دهد .
اگر سبب تباهى هضم در معده ، سردمزاجى معده است راجع به علاج سردى معده سابقا بياناتى داشتهايم .
اگر سبب فساد هضم سستى خارج از حال طبيعى جرم معده است ، علاجش با داروهاى خوشبوى گيرنده است كه آنها را نام بردهايم ، غذا بايد خوب كيموس و زودهضم باشد . گرايش به خشكى و كمآبى داشته باشد . غذا را وسيلهء دارو يا هر وسيلهء ديگر قبوضيتآور كنند . مثلا به وسيله انواع ديك ابزار مناسب حال و سازگار با معده . دستورهاى مرا به كار برند كه راجع به معده عموما بحث شدهاند .
اگر سبب تباهى هضم ريزش مادهء صفرائى از جوى رگ ميان كيسهء زهره و معده است كه بحث آن گذشت و گفتيم بندرت چنين حالتى روى دهد . بايد قبل از غذا خوردن بارها خود را قى دهند ، هر گاه سرحال آمد و غذا خورد از خود قى دادن بياسايد و خود را قى ندهد ؛ زيرا قى كردن ممكن است معده را ناتوان گرداند . بعد از قى كردن ربهايى را تناول نمايند كه تقويت معده مىكنند و بازدارندهء موادى هستند كه در معده مىريزند و سبب تباهى هضم مىشوند .
ضمادهاى لازم بر معده گذارند كه نيروبخش و بازدارندهء مواد ناباب - كه به معده مىريزند - باشند . بعد از آن قى كردن قبل از غذا خوردن را تنظيم كنند و سر وقت معين خود را قى دهند . و چنان كه گفته شد عمل كنند .
كسى كه خوراك در معدهاش مىترشد ، اگر ترشيدن زياد نيست و روىآورى است بىسابقه ، سيب شيرينمزه بمكد ، قبل از غذا كشنيز با آب بخورد و مصطكى بخورد .
اما اگر ترشيدن زياد و سابقهدار است اين داروها را بخورند فايدهء زياد بينند :
1 - شكوفهء گورگياه با شاهزيره .
2 - گوارشيهاى گرممزاج .