برسد .
شايد از اثر آبتنى هضم به خوبى صورت نگيرد .
شايد هواى بسيار سرد يا هواى بسيار گرم بر حالت هضم معده تأثير گذاشته باشد .
يا هواى روىآور بدگوهر بوده است .
باد در شكم ماندن نيز به هضم لطمه مىزند و از بهم زدن غذاهاى داخل معده و داخل شدن به ميان غذا خوراك را به فساد مىكشاند .
منظور از كلمهء فساد خوراك در معده يا به اصطلاح تباه شدن چيست ؟
منظور از تباه شدن خوراك در معده آن است كه غذاى داخل معده يا متعفن مىشود ، يا مىسوزد ، يا مىترشد ، يا طورى تغيير مىيابد كه از اين حالت خارج و غير طبيعى است .
خوراك در كجاى معده و چگونه و در چه حالتى فاسد مىشود ؟ اين نيز چند احتمال دارد :
خوراك خودبهخود و بدون تداخل سببى تغيير حالت داده و فاسد شده است .
خلط بدجنس فاسدكننده با غذا آميخته و به فسادش كشانيده است .
چنين خلط تباهكنندهء غذا در معده يا تأثيرش آشكار است و بدان حس مىشود ، يا در ته معده خزيده است ، نمىگسترد و بيرون نمىآيد كه به دهانه معده برسد . اما همينكه خوراك در معده زياد شد كمكم بالا مىآيد و به دهانهء معده مىرسد و بطور كلى غذا را آلوده مىكند . يا خلط فاسدكنندهء خوراك داخل معده در رگها بوده و با راهبندانى روبرو شده و يك دفعه به سوى معده برگشته و شروع به خرابكارى در معده كرده است .
هرگاه معده گرمگرم بود و اين سوء مزاج گرم معده بدون ماده بود ؛ يا گرممزاجى معده از مادهء صفرايى بود كه در كبد بهطور زياد توليد شده و به معده ريخته است ؛ يا صفرا مستقيما از كيسهء زهره - چنان كه سابقا ذكر شد - به معده ريزش كرده است و سبب شده كه معده خوراك پرمايه و ديرهضم - مانند گوشت گاو - را بپزد . بديهى است كه تا اين عمل صورت مىپذيرد خوراك زودهضم و سبك فاسد شده است .
گاهى رخ مىدهد كه گناه فاسد شدن غذا در معده به گردن سپرز است .
بدهضمى و نتايج آن
بايد بدانى كه سوء هضم ( بدهضمى ) نتايج بسيار بد در بر دارد .
ممكن است از اثر سوء هضم صرع روى دهد . يا ماليخولياى مراقى ببار آيد و غيره و غيره .
سوء هضم بهطور خلاصه مادر بيماريها و سرچشمهء ناسازگاريهاى جسم است .
تباهى هضم كه براى تازه از بيمارى برخواسته رخ دهد اخطارى است كه بيمارى از نو برمىگردد و حتى ترشيدن خوراك در معدهشان نيز خبر از تباه گشتن حال تازه شفا يافته دارد .
بسيار اتفاق افتد كه سوء هضم سبب خارش در بدن مىشود .