پس گفتيم سبب ممكن است در گوهر معده باشد ، مثلا معده سوء مزاج دارد و آن سوء مزاج ، ساده يا همراه ماده است ؛ از هضم كردن ناتوان مىشود يا هضم را بيش از حد طبيعى انجام مىدهد ، چنان كه دربارهء گرماى آتشين و سرماى بيش از حد مزاج معده رخ مىدهد كه تو اين را دانستى !
ج - گوهر معده سفت و ستبر است و پردهء پيهى آن ( ثرب ) ، بسيار نازك است .
د - معده در حالتى است كه به خوبى و به حالت طبيعى خوراك را بهطور هماهنگ در بر نمىگيرد .
ه - معده در فراگيرى خوراك خوب است اما سنگينى غذاى وارد شده آن را آزار مىدهد . معده مىخواهد اين مهمان موذى را از خود براند . كه در اين حالت هرچند قرقر و بادهاى شكم نيز نباشند باز احتمال هضم نشدن خوراك و به تباهى انجاميدنش رخ دهد .
و - قرقر شكم و باد شكم هر دو گواه صادقند كه هضم به خوبى صورت نمىپذيرد و خوراك بدون هضم مانده است .
گفتيم ممكن است سبب هضم نشدن خوراك در گوهر معده نباشد بلكه غيرى سبب باشد ، كه با معده در تماس است . آن هم چندين جهت دارد :
1 - ممكن است بادهايى در معده جمع آيند و نگذارند معده كاملا خوراك را - چنان كه شايد و بايد - در بر گيرد . كسانى مىگويند آروغ زياد سبب فاسد شدن خوراك است ؛ كه كاملا درست نيست .
آرى آروغ نه از آن جهت كه آروغ است سبب فساد خوراك در معده مىشود بلكه از آن جهت كه بادى است و در معده متولد مىشود و معده را كش مىدهد و غذاى داخل معده شناور مىشود ، آنگاه ته معده از غذايى كه بايد نصيبش باشد محروم مىماند ؛ و هر غذايى يا هر سببى كه خوراك را در معده شناور سازد ، در مسئلهء هضم خرابكارى مىكند .
2 - موادى بدجنس از جانب سر يا كبد يا طحال ، يا اندامانى ديگر در معده مىريزند و با غذا مىآميزند و غذا را به تباهى مىكشانند و معده از عهدهء آنها برنمىآيد . اين مواد فاسدكنندهء غذاى داخل معده ممكن است بعد از هضم خوراك آيند ، و امكان دارد كه قبل از هضم خوراك داخل معده شوند .
3 - امكان دارد آنچه متعلق به كبد و طحال بوده و با معده در تماس است سرد باشد يا سوء مزاج داشته باشد .
گفتيم ممكن است روى آورى بر غذا يا آوند پذيراى غذا آمده باشد . اين هم چند احتمال دارد :
كسى غذا خورده و سير شده . اين شخص نياز به خوابيدنى دارد كه هضم را مدد باشد ، اما نخوابيده است .
كسى غذا خورده است و فورا بعد از غذا به حركاتى دست زده است كه نياز بدان ندارد و خوراك در معده بهم زده مىشود و به فاسد شدن مىانجامد .
بيش از حد لازم بر غذا نوشيدنى نوشيده است .
كمتر از حد لازم بر غذا نوشابه نوشيده است .
از غذا سير خورده و فورا رفته جماع كرده است .
خوراكهاى گوناگون خورده است و دستگاه گوارش را سرگردان كرده است و نمىداند به كدام
قانون ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٢٠