برگرفته و از كار انداخته است كه اين حالت در مسافرانى كه به سرما در سفر بوده و سرمازده مىشوند ديده مىشود .
2 - ممكن است سبب روى آوردن گرسنگى گاوى خلط ناپسند باشد كه بر دهانهء معده آمده و آن را زير پوشش خود قرار داده و در ليف معده منتشر شده است . معده به حالتى درآمده است كه ليفش مىتواند خوراك بيرون براند ، اما نيروى كشنده - كه زير سلطهء خلط است - ياراى كشيدن خوراك از خارج به معده را از دست داده است و نمىجنبد و از احساس گرسنگى نام و نشانى نيست .
دربارهء علامات موجب از كار افتادن نيروى كشندهء خوراك به معده و نيروى احساساتى معده ، بارها در قانون برايت شرح دادهايم ؛ تو حتما نشانيها را مىدانى و نياز به تكرار نيست .
علاج :
تو بايد به روشى كه حالت نابودى اشتها را معالجه مىكنى ، حالت بيمارى گرسنگى گاوى را نيز با همان روش علاج كنى ؛ كه وسايل علاج چنين حالتى در دستورات زير خلاصه مىشوند :
1 - خوراكهاى اشتهابرانگيز را به بيمار نزديك كن كه بويش به مشام بيمار برسد .
2 - ميوههاى خوشبو بيند و بو كند .
3 - عطرياتى را بو كند كه تا حدّى نيروى گيرندگى و قبوضيّتبخشى در آنهاست كه نيروى بدن را گرد هم آورد و نگذارد بگدازد و تحليل برود .
4 - لقمهء نان را در شراب خوشبوى خيس كن و در دهان بيمار بچپان !
5 - بيمار را وادار كن كه شراب ريحانى خوشبوشده را بنوشد يا اقلا جرعههايى از آن را فرو دهد . اگر بيمار گرممزاج بود ، كافور را با شراب ريحانى بياميز !
اگر گرممزاج نبود ، هر نوع مزاجى ديگر داشت عود و سك را آميزهء شراب ريحانى كن !
اگر گرممزاج نباشد ، شراب سوسن نيز به جاى شراب ريحانى خوب است .
6 - دستوپاى بيمار را محكم باندپيچى كن !
7 - بههيچوجه نبايد اجازه دهى كه بيمار بخوابد - البته به شرطى كه سبب بيمارى حرارت مزاج نباشد - همينكه ديدى دارد خوابش مىبرد و شروع به پينكى كرده است ، با چيزى نوكتيز يا با نشگون گرفتن ، راه خوابيدن را سد كن ! با چوبدستى باريك و نشكن او را بزن كه احساس درد كند اما كوفتگى به بار نيارد . به هر وسيلهاى باشد نبايد بگذارى بخوابد .
8 - كعك را در آبى كه از سوسن گرفته شده خيس كن و بچلان و بر معدهء بيمار بگذار و بهويژه اگر در حال غش كردن بر معدهاش بگذارى مىبينى كه بسيار مفيد است .
كماد هم از اين كعك خيس شده در آب سوسن ، كه بر معدهء بيمار بگذارى مفيد است .
9 - معدهء بيمار را با مرهمهاى خوشبو از امثال مرهم صنوبر و مرهم اسپرم بمال !