براى تخليه اماله و شياف و غيره را از پائين به كار مىبريم و دست و پا و بهويژه پاها را باند مىبنديم .
يا مثلا معده را بخواهيم از خلط تخليه كنيم از ايارج فيقرا استفاده مىكنيم و اگر مورد تخليه سپرز باشد ، دارويى كه با سپرز مناسب است به كار مىبريم ، هر اندامى از اندامان را با دارويى كه با آن سروكار دارد تخليه مىنمائيم و اين را چون دستورى عمومى دربارهء مواد بايد ياد بگيرى !
هر مادهاى كه تخليه شد و تخليهاش سبب سوء مزاج گرديد . معالجه با داروى ضد اوست .
كسانى كه براى علاج مواد مختلف رطوبى در سر ، داغ كردن را مىپسندند بر اين رأيند كه انگشت كوچك را بر انتهاى بينى بگذارند و دست را باز كنند ، جايى كه انگشت شهادت بدان مىرسد آن را داغ بگذارند . يا اينكه نخى را از گوشتاگوش ببرند و جاى وسط نخ را داغ كنند . اما بايد قبل از داغگذارى موى سر را بتراشند .
بگذار ما به تفاصيل موضوع برگرديم ! اگر خون در سراسر بدن هست و مادهء زياد در سر جمع شده است ، بايد رگ قيفال را زد . و اگر هنوز مادهء زياد در سر جمع نشده ولى در راه جمع شدن است ، بايد اكحل را زد . و اگر بيم آن داشتى كه هرچند مواد در سر پيدا نشده ولى شايد پيدا شود ، مثلا سببى را مىيابى مانند گرماى خارجى يا ضربت خوردن و غيره كه خلطها را در پيرامون سر گرد مىآورند ، بايد رگ باسليق را زد . و اگر خواستى كه مواد را بيشتر بيرون كشى بايد رگ صافن را بزنى و يك وجب بالاتر از قوزك ساق پا را حجامت گيرى و رگهاى پا را بزنى و اگر خونى را كه بايد به وسيلهء رگزنى بيرون ريزى ، در دو اندام گمان مىبرى ، بايد هر دو رگ را بزنى . اين در صورتى است كه تشخيص مىدهى خون در هر دو اندام گرد آمده و خونى است كه آرام گرفته و نمىجنبد .
اگر خواستى كه مادهء خون ريختنى را در حال تخليهء آن به سوى ديگر بكشانى با اينكه اندامى را كه اول به علت گرفتار آمده ، رگ مىزنى ، رگى را هم كه با او شريك است بزن ! در اين حالت بايد رگى را بزنى كه برعكس جهت سر واقع شده است .
اگر ديدى كه مادهء مورد نظر تنها در سر منزل كرده و آن ماده تنها عبارت از خون است ، بايد چه كار كرد ؟
1 - اگر آن ماده و گرد آمدنش در حجابهاى بيرونى كاسهء سر است ، چنان كن در بحث بيماريهاى جزئى ذكر مىشود .
2 - يا درد در نزديكى جاى به هم رسيدن استخوانهاى سر احساس مىشود ، و مىخواهى با معالجهء سبك آن را چاره كنى ؛ بايد مغاك پس گردن را حجامت بگذارى .
3 - و اگر ديدى كه ماده بسيار فرورفته و نمىتوانى آن را به بيرون كاسهء سر بكشى ، رگ پيشانى را مىزنى و بهويژه اگر درد در پشت سر احساس شود ، اين رگزنى بايسته است .
بعد از خونگيرى لازم ، داروهاى تخليهكننده ، از قبيل داروهايى كه از هليله و افشرهء ميوهها تهيه مىشود به بيمار مىخورانى و اماله نيز استعمال مىكنى .
4 - اگر علت دشوارتر باشد ، مثلا در حالت سكتهء خونى ، وداج را مىزنى . اگر مادهء معوق مانده بلغمى باشد ، قبل از شروع به تخليهء آن بايد آن را به پختگى رسانيد و داروهايى كه براى رسانيدن
قانون ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٧