فهم و فكر روى نداده است و روى نمىدهد ، مگر اينكه سبب بسيار زياد شود و حالت ناتوانى انسان بارها رخ دهد ، كه احتمال دارد زيانى به قوّهء فهم و فكر هم برساند .
علاج :
علاج نيرو از دست دادگان ، به علاج غشزدگان نزديك است .
اگر نيرو برافتادگى سببش خلط خونى است و امتلا و پر شدن از خون ، انسان را به اين حالت كشيده است ، بايد رگ بزنى و خون خرابكار را بيرون بريزى .
اگر خون سبب نبود و خلط ديگرى اين كار را كرده است و خلط ، خرابكار ، غليظ و پرمايه است ، دستور زير را به كار بر !
درحالىكه بيمار براى مدّتى و مهلتى از بيمارى رهايى يافته است ، پياپى آن را پاكسازى كن ! داروى پاكساز از معجونهاى مسهل باشد . شايد معجون « فيقرا » كه از مرّ ، كبابه ، نمك هندى ، تربد ، قارچ چمنى ، سس صغير ، و امثال آنها تركيب شده است در اينباره علاج كافى باشد .
مىتوانى از گياه محموده استفاده كنى كه محموده در بسيارى از داروها دخيل است و اساس داروهاى ديگر مىشود . بايد بعد از اسهال بيمار را قى دهى .
داروهاى تقويت كنندهء قلب را تناول نمايد ، خوشبوهاى سازگار با قلب را بو كند ، بهطورى ماساژ دستوپاى بيمار صورت گيرد ، كه گرماى غريزى را سرحال آرد و تقويت كند . اين طرز ماساژ را بارها گفتهايم .
بعد از ماساژ ورزش به اعتدال كند ، نه بسيار سبك نه بسيار سخت و خستهكننده .
غذاى بيمار از نوع پارچهكننده و نرم كنندهء خلط باشد از قبيل :
1 - آب نخود ، آب همراه خردل ، روغن زيتون و روغن بادام .
2 - شراب آبكى كهنه و ديرينه بنوشد .
3 - بعد از پاكسازى به حمام برود .
4 - روغنهاى تقويتكننده و سرحال آورندهء حرارت غريزى بر تن بمالد .
5 - بعد از حمّام رفتن و روغن بر تن ماليدن باز به حمّام برود ، آنگاه شراب ناب بخورد . شربت عسل و شربت خاراگوش و امثال آنها را بنوشد فايده بيند .
هرگاه ديدى كه بيمار سرحال آمده است و رو به خوب شدن است ، بايد غذاى نيروبخش زود هضم بخورد و خودت مىدانى كدام نوع از غذا نيروبخش و زودهضم است كه برايت گفتهايم !
و اين را هم بدان ! كه نيروى انسان با غذا و مشروبات سازگار با جسم و روان فزونى يابد .
بو كردن خوشبو ، آرامش ، شادى ، دور بودن از غم و اندوه ، دور بودن از چيزهاى پكركننده ، برخورد كردن با كارها و چيزهاى نوآمده و شادىبخش ، صحبت دوستان نزديك و يكدل همه از انگيزههاى افزايش نيروى جسمى هستند .