گاهى سببهايى كه بدون ماده ، حرارت براى بدن به ارمغان مىآورند ، خفقان قلب را به دنبال دارند .
در بيمارى دق و امثال آن نيز خفقان قلب پديد آيد .
اگر سبب خفقان قلب ، مادهء خلط سردمزاج است ، از پاكسازيهاى خلط فرونشان گرماى غريزى ، از بيماريهاى سردىآور ، از هوا و غيره ، از تفاوت نبض در غير هنگام خفقان مىتوان آنها را شناسايى كرد .
اگر خفقان قلب از نتيجهء بندآمدنيها باشد ، دليلش را از اختلاف نبض در كوچكى و بزرگى ، در ناتوانى و نيرومندى به دست آر ! به شرطى كه علامات پر شدن خارج از حال طبيعى نباشد .
اگر خفقان قلب از زياد احساساتى بودن قلب است و چنانكه گفتيم از كمترين اندازه بادى كه روى مىآورد ، يا كمترين آزارى كه رخ دهد به خفقان مىافتد ، علاماتش را از علامات سلامتى كامل مىدانى .
دارندهء قلب تن سالم دارد ، نبضش نيرومند است ، نفس بدون كم و كاستى است ، هيچ اندامى از اندامان تن آسيب نديدهاند ، بزرگى نبض و نيرومندى نبض بهترين گواه بر اين حقيقتند كه خفقان از قلب احساساتى است و حساسيت شديد قلب سبب خفقان شده است .
در اين حالت هرچند تپيدن و پريدن قلب پياپى باشد ، بدن سلامت خود را حفظ كرده است و نيروى بدن بر مرام است ، كار و كنشهاى دارندهء قلب درست و صحيح انجام مىشوند .
اكثرا كسانى را كه قلب بسيار حساس دارند و حساسيت زياد قلب سبب خفقان مىشود ، مىتوانى از چهره بشناسى . چهرهء چنين اشخاصى از واكنشهاى روانى - هرچند كم هم باشد - از قبيل شادى ، غم ، نگرانى ، خشم ، برمىانگيزد و عكس العمل نشان مىدهد .
اگر كلّيهء بدن در به وجود آوردن خفقان قلب شركت دارد ؛ مثلا در حالت تب و حالت بحرانى بيمارى ، دليل آشكار است .
اگر گناه خفقان قلب به عهدهء معده است ، بايد سبب را در حالات و چگونگى معده پيدا كرد :
1 - آيا اشتهاى بيمار كم است يا زياد ؟
2 - چه چيزهايى را از معده بيرون مىدهد ؟
3 - آيا شبحهاى خيالى را مىبيند و در نظر مجسّم مىكند ؟
4 - دل به هم آمدن هست ؟
5 - درد پيچش شكم دارد ؟
6 - يكى از نشانيهاى معدهء سبب خفقان قلب اين است كه وقتى بيمار گرسنه و معده تهى از خوراك باشد ، خفقان سبك مىشود ، مشروط بر اينكه مادهء صفرايى در حال گرسنگى و تهى بودن معده در دهانهء معده ريزش نكرده باشد .
7 - اگر در حال و هنگام هضم غذا خفقان شدّت نيابد ، مىتوانى خفقان قلب را از معده بدانى .
اگر ريه در به وجود آوردن خفقان قلب دخالت داشته باشد ، دارندهء ريه كه به بيمارى آسم مبتلا
قانون ( فارسى ) — صفحة 536
مساهمون: أبو علي سينا
ص٥٣٦