گفتار اول شناسايى قلب
فصل اول تشريح قلب
قلب از گوشتى سفت و نيرومند آفريده شده تا از گزندها در امان باشد . انواع و اقسام پرزه رگهاى گوناگون در اين مادهء سفت گوشتى روييدهاند و باهم اختلاف چشمگير دارند .
برخى از آن پرزه رگها در درازايند ؛ كه براى جذب كردن آمادهاند .
برخى پهن و گستردهاند كه دفع كنند و هول دهند .
قسمتى اريبى و كج روند كه گيرنده هستند و قلب را براى هر نوع حركتى مددكارند .
اندازهء قلب - در حجم - درست برابر نياز زندگى است ؛ نه بزرگتر از حدّ لازم است و نه كوچكتر .
رويشگاه شريانها قلب است ، آنچه زردپيها را به هم ربط مىدهد قلب است . پهنا جايى در قلب قرار دارد كه هرآنچه از آن رويد در امان باشد و اين جزء پهن آزاد است تا از تماس با استخوانهاى سينه دور باشد و از استخوانهاى سينه آزار نبيند .
آن سوى قلب - كه در قسمت اخير قلب است - باريك آفريده شده و تو گويى خود را در يك نقطه جمع كرده است تا هرآنچه با استخوان تماس دارد كمترين جزء قلب باشد .
اين نك باريك پايين قلب ، بسيار سخت و سفت است تا اگر با استخوان برخورد كند قابليت تحمّل و برابرى را داشته باشد .
شكل هيأت قلب صنوبرى و به تدريج صنوبرى شده است ؛ تا شكل آن از بالا و پايين مناسب و مرتب باشد و زائدهاى در ميان نباشد .
قلب در نيامى بسيار سفت جاى داده شده و اين نيام قلب هرچند از جنس غشايى است ، اما هيچ غشاى ديگرى به كلفتى آن نمىرسد و اين نيام كلفت براى اين است كه سپرى براى قلب باشد و قلب را از گزند حفظ نمايد .
جرم قلب از اين غشاء نيام به يك اندازه ديده مىشود مگر در طرفى كه بيخ قلب به حساب مىآيد و همچنين در طرفى اين يكسانى در اندازه رعايت نشده است كه جاى رويش شريانهاست ،