اندازهء تناولى زياد باشد ، وقتى با نان هم گلنگبين شكرى بخورد و زير نظر پزشك باشد ، بسيار فايده بيند و اگر احيانا از اثر گل محمّدى - كه در گلنگبين است - خشكيدگى روى آورد و بيمار را بيزار كرد ، به اندازهء نياز شربت حسل بنوشد .
اگر حالت تب بيمار شعلهور بود و التهاب تب شدّت يافت ، بگذار قرصهاى كافور تناول كند ؛ امّا از اين علاج دست برندارد كه حتما شفا مىيابد .
اگر بيم آن نداشتم كه مرا دروغگو پندارند چيزهاى گفتنى شگفتآور در اينباره و راجع به تأثير اين علاج بسيار دارم كه بازگو مىكردم و اثراتى را كه از اين علاج ديدهام برمىشمردم .
از جمله : زنى كه به بيمارى سل گرفتار بود ، بيمارى بسيار طول كشيده بود و به حدّى رسيده بود كه در رختخواب افتاده و ياراى حركت نداشت ، مىخواست كسى را پيدا كند كه اسباب بعد از مرگ از قبيل كفن و تابوت و غيره برايش آماده سازد . برادر آن زن بيمار به معالجهاش همت گماشت ، مدّتى زياد همين علاج گلنگبين را به كار برد زن به زندگى برگشت ، كاملا شفا يافت و چاق شده بود .
به ياد ندارم كه چه اندازه از گلنگبين را خورده بود .
اگر خشكى و پژمردگى زياد روى آورد ، شير و دوغ تناول كردن خوب است ، كه هم تغذيه و هم رطوبتبخشى در شير و دوغ هست و هم خلط تباه را به تعديل وامىدارند . از مادهء پنيرى كه در آنها هست ، پوشش و چسبندگى بر قرحه روى آورد ، و از آنكه مادهء آبى در شير زدايندهء چرك خونالود و ريم هست پاكسازى نيز صورت مىگيرد .
بارها رخ داده كه همين علاج تناول شير و دوغ قرحهء ريه را خوب كرده است ، به شرطى كه نياز به آن نبوده باشد كه قرحه سخت شود .
بهترين شير علاج بيمارى سل ، به ترتيب اولويّت :
1 - شير پستان زن ، كه اگر مستقيما از پستان بمكند . بهتر است .
2 - شير الاغ .
3 - شير بز و بهويژه اگر منظور از تداوى با شير قبوضيّت باشد .
4 - شير ماديان نيز خوب است كه هم پاكساز است و هم تف كردن ماده را آسان كند ، اما به عقيدهء من شير ماديان چسبندگى لازم را ندارد .
5 - شير گاو و شير گوسفند در يك درجه هستند . غلظت دارند و اگر ممكن باشد كه مستقيما از پستان مكيده شوند بهتر است .
بايد حيوانى را كه از آن شير براى معالجهء بيمار مىدوشند از گياهانى تغذيه كند كه در بيمارى تأثير دارند ، گياهانى كه شير حاصل از آنها براى به هم آوردن قرحه خوبند عبارتند از :
هفتبند ، سفيد خار ، لبلاب ، و امثال آنها .
گياهانى كه تأثير پاكسازى و تف كردنى زياد را در شير سبب مىشوند ، مانند : آويشم ، برگ جوانهء تازه برآمدهء درخت خرما ، شبدر ، گياهان شيردار .
قانون ( فارسى ) — صفحة 506
مساهمون: أبو علي سينا
ص٥٠٦