بعد از آن هم به تدريج و يواشيواش به داروى نيرومند متوسّل شو ! از قبيل : ضماد ، بابونه ، ريشهء خطمى ، بيخ شيرينبيان ، آبپز پنيرك بستانى .
اگر نياز به داروى قوىتر بود ، ضماد كلم در آب جوشيده ، ضماد رازيانهء پخته در آب ، ضمادى كه از خاراگوش و ريشهء شيرينبيان ( بيخ سوسن . نسخه ) با چيزى از عسل همراه روغن سنبل رومى سازند خوب است .
و بدان ! كه اگر مادهء ورم زياد باشد ، داروهاى گذاشتنى ( ضماد ) و پاشيدنى زيان دارند ، و اگر ماده اندك است زيانى نمىرسانند .
همچنين هرگاه ورم تحليل رفت اما بقايايى از آن مانده بود ، يا اگر رگزنى بهره رسانيد و ماده پاكسازى شد ، استعمال داروى پاشيدنى زيانى ندارد .
و اينك ضمادى خوب ( نسخه ) :
برگ بنفشه و خطمى هريك يك جزء ، ريشهء شيرينبيان دو جزء ، آرد باقلى ، آرد جو هريك يك جزء و نيم ، بابونه ، كتيرا هريك يك جزء ، باهم ضماد شوند .
اگر مادهء ورم غليظ بود و نياز بود كه بيشتر تحليل رود ، بزر كتان بر ضماد فوق اضافه كن و همه را با شراب سيكى و موم و روغن بنفشه بسرش !
اگر حرارت بخشى ضماد كمتر از حدّ لازم بود ، به جاى روغن بنفشه روغن سوسن يا روغن نرگس با ضماد قاطى كن ! اما اگر حرارتبخشى ضماد كامل بود و نقصى نداشت ، تو به جاى روغنهاى گرم - كه بر نسخه اضافه كرديم - برگ نيلوفر و گل و كدو حلوايى اضافه كن !
اينك داروى ماليدنى خوب ( نسخه ) :
موم ، پيه اردك ، پيه مرغ خانگى ، روغن گوسفندى ، سنگل ميشى ، را باهم قاطى كن كه از داروهاى ماليدنى بسيار خوب است .
ضماد ديگرى هست كه رسانندهء ورم است و درد را نيز تسكين دهد و تركيبش چنين است ( نسخه ) :
آرد جو ، شاه افسر ، پوستهء خشخاش ، باهم ضماد شوند .
و گاهى در معالجهء ذات الجنب كمادهاى رطوبى و كمادهاى خشك به كار مىرود .
اگر مادهء ورم گرايش به باد سرخ شدن دارد ، كماد تر بهرهرسان است .
و اگر مادهء بيمارى گرايش به « فلغمونى » ( التهاب نسج مخاطى و زير پوست ) دارد ، كماد خشك خوب است .
كماد تر اگر بهره نرساند ، زيانى هم ندارد ؛ اما كماد خشك اگر بهره نبخشيد و زيان آورد زيانش بسيار خطرناك است ، و بهتر آن است كه اسفنج ( ابر مرده ) را با آب گرم تر كنند و بگذارند . البته بهتر از آب گرم آب دريا و آب شور است .
هرگاه نياز به كماد بود ، بعد از گذاشتن ابر مردهء ذكر شده ، كماد بخار بگذار ، يا كماد از زفت و آب گرم باشد و از آن بهتر و تأثيربخشتر كمادى است كه با سركه و گاودانه ( روغن كنجد و
قانون ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٩٥