نسخهء 1 - بورهء قرمز بوداده به اندازهاى كه با سر سه انگشت توان برداشت .
2 - زنگار به اندازهء يك دانهء باقلى .
3 - اندكى روغن زيتون .
4 - آب ولرم .
5 - اندكى عسل ؛ همه را باهم بپزند و تناول نمايند .
اگر ديدى كه اين دارو چارهساز نبود ، داروهاى زير را كه عبارتند از :
شكوفهء تاك با فلفل و روغن كنجد - كه همه در حالت ولرمى باشند - يا حسل و خردل و ترتيزك با آب و عسل كه ولرم باشند بر داروى فوق الذكر اضافه كن كه نيرومندتر مىشود .
هرگاه بيمار ماده را تف كرد ، بايد زردهء تخممرغ را سر كشد كه زيان دوا را از بين ببرد .
هرگاه ديدى كه بيمار ذات الجنب به غذاى تقويتبخشتر نياز دارد ، در صورتى كه تب پايين آمد ، ماهى « رضراضى » بخورد .
نان با كره و شكر خوب است كه به رسيدن ورم و بيرون دادن ورم از راه تف كردن كمك مىكند .
ماهى نيز كه با تره و شبت و نمك در آب بپزد ، خوب است .
كوشش كن كه شكم بيمار در حالى باشد كه مزاحم طرفهاى سينه نشود ؛ منظور اين است كه شكم نرم باشد تا مادهء غذايى زياد در معده گير نكند و سر وقت بيرون رود و دفع گردد .
اگر بيمار قبوضيّت داشت ، حقنهء نرمىآور كه مثلا آبجو جوشيده با كمى آب سلق مايهء حقنه باشد به كار ببر !
مگذار شكم باد كند .
و بدان ! كه بخار مدفوع و باد شكم در اين بيمارى بسيار زيان رسانند .
بايد با اهتمام هرچه بيشتر كوشش كنى كه ورم را قبل از آنكه ريم گردد برسانى ، و اگر ورم به ريم تبديل شد كوشش كن كه قبل از آنكه مادهء خورهاى شود آن را پاكسازى كنى .
حتما به رطوبت بخشيدنى نياز دارى تا راه بيرون انداختن ماده را از راه دهان آسان كنى تا سريع بيرون آيد . هرگاه ديدى كه تف كردنى قوس صعودى را مىپيمايد و دمبهدم در افزايش است و از مدت چهار روز گذشت ، پخته شدهاى را كه گفتيم ( ماهى و تره و شبت و نمك ) با ريشهء شيرينبيان و پر سياوشان تقويت كن !
اگر مادهء ورم ذات الجنب غليظ است و بيمار نيروى كافى دارد و اعصابش آسيب نديده است ، بگذار اسكنجبين بنوشد كه ماده را تكهتكه مىكند .
اگر خواستى كه شكم بيمار نرم باشد ( ملين باشد ) خيارچنبر با شكر يا ترنگبين يا شير خشت بدهى خوب است . ( خيارچنبر و شكر و ترنگبين و شير خشت . نسخه ) .
گاهى براى بيمار ذات الجنب ضمادها يا ماليدنيها لازم مىباشد . اولين چيزى كه بايد به كار ببرى مرهمى است كه از روغن بنفشه و موم صافشده سازند ؛ بعدا به تدريج پيهها و لعابها و گرد آسياب را استعمال كن !
قانون ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٩٤