اگر چنين بيمارى و بيماران امثال او را از گوشت تغذيه مىكنى ، گوشتى را برگزين كه كم خون ، خشك ، سبك باشد . از قبيل : گوشت سنگ خوارك ، گوشت شفنين « 1 » ( نوعى كبوتر دشتى ) گوشت دراج كه گوشت مورد تغذيه در چيزهاى گيرنده و گسمزه بپزد .
براى قطع شدن خون كه از راه دهان بيرون آيد ، خرفه چارهسازى است كه آزموده شده است .
خرفه را در دهان بگذارند و بخايند و آبش را ببلعند . ممكن است فورا خون بند آيد .
از ميوهها : به گيرا و گسمزه ، سيب گيرا و گسمزه ، عناب تر ، دانهء آس ، خرنوب شامى و امثال آنها ، دربند آوردن خون تف كردنى مفيدند .
و اگر بهجاى آجيل ( نقل ) گل مهر زده ، گل ارمنى با صمغ عربى و كمى كافور ، بخورند بهرهرسان است .
هرگاه خون بند آمد و اين بند آمدن تا چهار روز دوام يافت ، بايد بيمار را وسيلهء غذا تقويت كنى ، نخست نان خيسشده در آب به وى بده و بعد از آن حليم و كله پاچه و مخ بخورد .
اگر تشخيص دادى كه خون تف كردنى از ترك بردن يا گسستن رگ است و ترك و گسستگى رگ از فشار آوردن خون زياد است ، كوشش كن خون را به سوى مخالف جهت موجود يا به سوى دست و پا منحرف سازى . صفرا را پاكسازى كن ! بعدا كارى كن كه سردى شديد دست به كار شود و بيمار را رطوبتبخش ! غذاها و داروهاى گيرنده و چسبان بخورد ؛ آب جو ، خرچنگ ، كدو حلوايى ، داروى « اندروماخس » و داروى « جالينوس » در اينباره بهره رسانند .
اگر خون تف كردنى از گشاده شدن رگها است ، علاجش : داروها و غذاهاى گيرنده و گسمزه همراه پوشندگى است و داروهايى كه سابقا گفتيم در اينباره مورد نياز است و بايد پوشنده و جوشدهنده همراه گيرندگى باشند از قبيل : گلنار ، چشم انار ، سماق ، افشرهء سماروغ « 2 » ، افشرهء جوانههاى تاك ، برگ سفيد خار ، برگ بلوط ، كهربا ، اقاقيا ، شيرهء فيلزهره ، افشرهء گل محمدى ، افشرهء گياه هفتبند ، گياه چرخه : كنگر خر ، آب غوره ، قارچك انگل گياه شنگ ، كه اين قارچك تقويتكننده است و گاهى با شب و مازوج و الوا و خاراگوش مخلوط مىكنند و داروى تركيبى از آن مىسازند و قرصهاى متعدد و گوناگون كه در اينباره تأثير داشته باشند از آن درست مىكنند .
مىشود كه داروهاى نامبرده را با آب ساده يا با برخى از افشرهها بپزند و آبپز را بخورند . يا اين كه از آنها ضماد سازند يا با داروى گذاردنى ( ضماد ) قاطى كنند . يا داروهاى ذكر شده را با همه داروهاى علاج خون تف كردنى و داروهاى علاج سينه گرد آورند و به كار برند .
منظور از داروهاى نامبرده براى خون برآوردن و داروهاى سينه داروهايى هستند از قبيل :
كرفس ، نانخواه ( ننه حوا ) ، رازيانهء شامى ، سنبل ، رامك ، كه گاهى داروهاى مخدّر هم با آنها
هامش
( 1 ) - شفنين : غمخورك ( معين ) شفنين : نوعى كبوتر دشتى داراى پرهاى طلايى بر گردن ( لاروس عربى ) در لاروس تصوير شفنين هم هست .
( 2 ) - نوعى از قارچ كه در مزارع و جاهاى نمناك و ديوارهء چاه و ميان درختان رويد .