7 - سر در حال لمس كردن ، رنگ سر ، رنگ رگهاى آن ، نوع قرحه و آماسهايى كه در پوست سر پيدا مىشوند .
8 - رنگ چشم ، رگهاى چشم ، بهبود و بيمارى چشم ، حالت چشم در لمس كردن و بهويژه از حالات خواب و بيدارى .
9 - چندىوچونى موى سر : كم است يا زياد ؟ ستبر است يا نازك و باريك ؟ پرشكن است يا صاف ؟ سياه است يا زعفرانى ، يا سرخ روشن ؟ زود سفيد مىشود يا دير ؟ در حال بهبودى پايدار است يا سر را تخليه كرده است ؟ ترك برداشته و ريزش كرده و تنك شده است ؟ و غيره و غيره .
10 - گردن كلفت است يا باريك ؟ سالم است يا زياد به دمل يا خنازير گرفتار آيد ؟ يا اينكه دمل و خنازيرش كم است ؟
11 - چگونگى حال زبان كوچك و لوزتين و دندانها .
12 - كنش و نيروى اندامان پى آلود كه با مغز شراكت دارند مانند زهدان و معده و آبدان .
نتيجهگيرى از معاينهء اندامان شريك با مغز دو راه دارد : آيا بيمارى در مغز بوده و به آن اندام مشترك سرايت كرده ؟ يا اينكه بيمارى از اندام مشارك است و مغز آن را دريافته است ؟ بايد دانست كه كدام اندام بيمار است و بيمارىاش چيست و چگونه بيمارى را به مغز رسانيده است ؟
فقراتى كه تا به حال ذكر شد ، ديدنى و حس كردنى هستند و در حين معاينه حالت مغز را آشكار نشان مىدهند . حالتهايى ديگر نيز هست كه هنوز آشكار نشدهاند و زير پرده دستاندركارند كه بعدا كنش آنها در مغز پديدار مىشود ، مثلا غم و اندوه و دورىگزينى زياد از مردم ، از ماليخوليا يا صرع خبر مىدهد كه در شرف تكوين است يا به اين زوديها پيدا مىشود . بر خشم آمدن بدون سبب ، صرع يا ماليخولياى گرم يا بيمارى « مانيا » به دنبال دارد . خندههاى بدون سبب آژير تباه شدن عقل و سستى مغز است .
فصل پنجم نشانىهاى مغز
طرز نتيجه گرفتن از نشانيهاى نامبرده و به تفصيل شرح هريك از آنهايى كه ذكر شدند و دانستن حالت تندرستى و بيمارى مغز از راه اين علامتها چنانكه در اين بيانات آمده است .
فصل ششم نتيجهگيرى از كنشهاى مغز
اگر ديديم كه مغز كنشهاى خود را بهطور صحيح و منظم به كار مىبرد و از راه طبيعى خارج نيست ، بديهى است كه چنين مغزى را بايد سالم و بدون كم و كاستى دانست .