5 - از نوعى بندآمدنى در گدار نفس كه راه را بر هواى بركشيده مىبندد ، و نياز به كوشش زياد دارد تا راهبندان را از راه برداشت ، اين نوع از نفس بر خلاف نفستنگى است .
6 - ممكن است راهبندآور ورمى باشد .
7 - از اثر داروى مسهل كه كار نكرده و نفس را برانگيخته است .
8 - از اثر حقنهاى تند باشد كه عمل نكرده باشد .
9 - در بيمارى ذات الجنب رگزنى شده و بهرهاى نداده است .
و بر توست كه هرآنچه در اين كتاب - چه در همين موضوع نفس چه در آخر - دربارهء تنگنفسى نوشتهايم ، بخوانى !
فصل بيست و هفتم نفس درست ايستادن ( انتصاب ) راستا
نفسى را نفس انتصاب مىناميم كه تا انسان در نشستن و ايستادن راست نباشد و گردن را به سوى بالا نكشد گدار هواى نفس باز نمىشود .
اگر كسى گردنش را به سوى جلو يا عقب خم كند يا سينه را پسوپيش ببرد ، نفسش تنگ مىشود .
هرگاه راست نشستن يا راست ايستادن نبود و بهويژه اگر دارندهء نفس بر پشت دراز كشيد اجزاء ريه برهم مىآيند و گدارها را مىبندند . اين را هم بايد يادآورى كنم كه در حالت بر پشت خوابيدن اجزاء ريه خودبهخود برهم مىآيند و تنها گدارى كوچك و تنگ مىماند كه در حالت نفستنگى بر پشت خوابيدن ، آن مجراى كوچك نيز بسته مىشود .
ممكن است اين بند آمدن گدار نفس در تبها و امثال تب روى دهد كه بخارهاى آبى و رطوبتهاى تراوشكننده زياد است .
ممكن است مجراى نفس از خلط پر شده باشد يا از خلط بند آمده باشد و يا ورم اين راهبندان را ايجاد كرده است . يا اينكه ماهيچهها سست شدهاند ؛ كه در اين حالت اگر به سوى پاها فروهشته نشوند و به سوى پشت و سينه فروهلند ، فشار بر گدار نفس وارد آيد .
فصل بيست و هشتم نفس طبيعى نسبت به سن و سال و حالات گوناگون انسان
1 . كودكان : انسان در كودكى هضم خوراكش بيشتر و بادوامتر است ، زائدههاى مادهء دودى در آنها بيشتر از بزرگان است و حرارت هم دارند . پس نياز به نوعى نفس دارند كه بتوانند از عهدهء بيرون راندن مادهء دودى و فرونشاندن حرارت خارج از طبيعى برآيند . كودكان نيروى زياد ندارند و هنوز