اگر سردرد ، سرد است ، در گرم كردن آرامش يابد و تقريبا كشيده مىشود . اگر گرم است ، در لمس كردن گرمى حس مىشود . تپش در گيجگاهها پيداست و از سردى بخشها آسوده مىشود .
اين را هم مىدانى كه اگر سرد است بيمار حس به سرما مىكند و اگر گرم است به گرما . ولى اين علامت تنها در حالت شدت يافتن درد معلوم است .
علاج : چنانكه در علاج سردرد كلاهخودى و غيره ياد گرفتى ! بايد رگ بزنى و به ويژه رگ پيشانى و گيجگاه را . اسهال و اماله لازم است ، بركشيدن مواد هست ، هر حالتى علاجى دارد كه در قانون ذكر شده است .
اگر سردرد نيمهاى گرم است ، الوا را در آب كاسنى خيس مىكنى - چنانكه در اقرابادين گفتهايم - و از دو تا شش اوقيه به خورد بيمار بدهى خوب است .
خونگيرى از پيشانى و رگ بينى بسيار مفيد است .
اگر سردرد نوبتى است ، بايد قبل از نوبت سردرد ، تنقيهء بدن شود و بعد از تنقيه ، مزاج تغيير يابد .
پس اگر ماده گرم است هر دو گيجگاه را با مخدرات بمال ! مخدرات از قبيل افيون ، پوست بيخ مهرگياه ، شب ( زاج بلورى ) ، بنگ و كافور . و جاى درد را به وسيلهء داروهايى كه در قانون ذكر شده - و تو مىدانى - سرد گردان .
مركب بر طرف دردناك بمالى ، شايد خارج از فايده نباشد . زعفران هم كه بر پيشانى بيمار مالند خوب است .
فيجن و نعناع و نان و روغن گل را ضماد كنى و بر پيشانى گذارى مفيد است .
اگر « قرص پولس » را كه در اقرابادين آمده است بر پيشانى بمالى بد نيست .
يك مقدار ثمر غار ، يك مقدار برگ فيجن ، نيم مقدار خردل در آب مخلوط كن و ضماد بگذار ! مفيد است .
مرهم « قيروطى » كه از آلاكلنگ ( ذراريح ) يا مرهمى كه از صمغ فيجن كوهى گيرند بر پيشانى نهند كه از هر ضمادى بهتر است زيرا جاى درد تاول مىزند و زخمآورى است كه كار داغ را انجام مىدهد .
اگر ماده بسيار بسيار سرد است ، بايد پيشانى را با ضماد گياه شير سگ و خردل و عاقرقرحا و همانند آنها ببندى .
اگر سردرد نيمهاى مزمن است و زياد پايدارى كرده ، حتما سرد است و نياز به تحليل و به چيزى دارد كه گرمش كند .
در اين زمينه پاشيدنيها و ماليدنيهايى براى سردردها و به ويژه براى علاج شقيقه در اقرابادين آوردهايم ، آنها را استعمال كن !
هرگاه تخليه و تنقيهء بدن را انجام دادى و خواستى داروى مايع به كار ببرى ، قبلا به وسيلهء انگشت و دستمالى زبر در وقتىكه نوبت درد آمده است ماهيچههاى طرف دردناك را ماساژ بده و آنگاه دارو را به كار ببر !
قانون ( فارسى ) — صفحة 82
مساهمون: أبو علي سينا
ص٨٢