بخارهاى بالا رفته به سوى مغز از اندامان ديگر گفتهايم . علاج سردردى كه از خوردن آب به هيجان مىآيد ، هم از اين قبيل است ؛ زيرا اين حالت ناشى از ناتوانى معده است . بهترين علاجش آن است كه بيمار شراب ريحانى را با آب نوشيدنى مخلوط كند تا زيانى به معده نرساند .
سردردى كه از مشاركت گرده و لايههاى خارجى صفاق و زهدان و غيره است ، علاجش همان است كه در اول اين باب گفتهايم . چنانكه دربارهء سردرد ناشى از تبها نيز سابقا سخن راندهايم .
فصل بيست و هفتم علاج سرگرانى
تخليه و استعمال « شبيار » خوب است . اگر خونى باشد چارهاش رگ زدن است ، اگر گرانى رو به پشت سر باشد ، رگ پيشانى را بزن . اگر گرانى در قسمت جلو سر باشد « خشّاء « 1 » » و شريان پشت گوش را بزن .
فصل بيست و هشتم علاج سردردى كه آن را بيضه يا كلاهخودى گويند
نام كلاهخودى را از آن به اين نوع از سردرد دادهاند كه همچون كلاهخود سراسر سر را در بر مىگيرد . سردردى است فراگير و پايدار و ماندگار و دست برندار . هر ساعتى و از كمترين حركتى يا باده نوشيدنى يا خوردن بخارافزايى به هيجان مىآيد . از شنيدن صداى بلند و حتى صداى متوسط درد افزايش مىيابد .
بيمارى كه به چنين دردى گرفتار است از شنيدن و روشنايى و آميزش با مردم بيزار است .
تنهايى و تاريكى و آسودن و بر پشت دراز كشيدن را دوست دارد .
بيماران سردرد كلاهخودى در برخى حالات اختلافهايى دارند . بعضى از قسمتى از انگيزههاى نامبرده در رنجند و قسمتى از بعضى ديگر .
بيمار هر ساعتى احساس مىكند كه گويى با پتك بر سرش مىكوبند يا مغزش را مىكشند يا سرش پاره مىشود و درد به ته چشم سرايت مىكند .
جالينوس اين بيمارى را با ناتوانى مغز يا حساسيت شديد مغز ربط مىدهد و عقيده دارد كه از خلطى ناپسند يا ورم گرم يا سرد است و اكثرا از ورم سودايى يا ورم سخت اين علت پديد آيد .
اين بيمارى اكثرا در وسط پردهء مغز ، سر برمىزند . حال ببينيم كه اگر از وسط حجاب خارجى است چه علامتى دارد و اگر از وسط حجاب داخلى است آن را چگونه تشخيص دهيم ؟
هامش
( 1 ) - خشّاء : استخوان بارز پشت گوش .