داروهاى مايع از نوع داروهاى سائل هستند .
7 - دارويى را لعابى مىناميم كه اگر آن را در آب فرو بريم يا در مايعى قرار دهيم اجزائى از آن جدا مىشود و با رطوبت همجوارش مىآميزد و بر اثر اين آميزش نوعى چسبندگى را به بار مىآورد مانند :
اسفرزه و ختمى . دانههاى لعابدار به وسيلهء ليز دادن اسهال ايجاد مىكند . اگر اين دانهها برشته شوند لعابيت آنها پوشيده مىشود و شكم را بند مىآورد .
8 - مادهء روغنى دارويى است كه در گوهرش مقدارى روغن موجود است مانند حبوب ( دانهها )
9 - منظور از خشككننده آن نوع دارو است كه اثر مزاج خاكى در آن فراوان است و به خشكى انجاميده است . هرگاه آب يا رطوبتهاى جارى به وى برسند آنها را در خود فرو مىبرد و رطوبت از سوراخهاى بسيار ريز و پنهانى آن مىگذرد ولى ديده نمىشود مانند آهك زنده .
10 و 11 - سبك و سنگين بودن كه نيازى به تعريف ندارد و بر هركس آشكار است .
اينك بازگرديم به شرح كنش داروها :
در اين زمينه بهتر است كه قبلا اصطلاحاتى كه براى انواع مختلف آنها به كار مىرود ذكر شود و بعدا هر نوع آنها را كه نامش را به ترتيب ياد مىكنيم شرح دهيم :
داروها از حيث كنش چهارده تا هستند كه عبارتند از :
ردهء اول : شامل گرمكننده ، لطيفكننده ، گدازنده ، جنباننده ، زبرى دهنده ، بازكننده ، سستىآور ، پزنده ( رساننده ) ، كشنده ( جاذب ) برنده يا تكهتكهكننده ( مقطع ) بادشكن ، سرخكننده ( محمر ) ، خارنده ( محكك ) ، قرحهآور ، خورنده ، سوزنده ، سوزش دهنده ( لاذع ) ، خردكننده ، متعفنكننده ، داغگذار ( كاوى ) و پوست كن مىگردد .
ردهء دوم : سردكننده ، توانبخش ، بازدارنده ، غليظكننده ، فاصله دهنده ، و مخدر را شامل است .
ردهء سوم : مرطوبكننده ، شوينده ، رسانندهء زخم ، لغزش دهنده ، همواركننده ( مملس ) .
ردهء چهارم : خشكاننده ، فشرنده ، گيرنده ، بندآورنده ، پوشنده ، دملآور ، رويانندهء گوشت و مهرگذار ( خاتم ) جزو آن رده هستند .
برخى ديگر از داروها هستند كه صفت آنها برحسب اثرات آنهاست . اين قسم داروها عبارتند از :
داروهاى كشنده ، زهر ، پادزهر ، مسهل ، داروهاى ادراردهنده ، عرقآور و ما هريك از كنشهاى نامبرده را همراه توضيح آنها نام مىبريم و شرح مىدهيم .
1 - داروى لطافتبخش ( ملطّف ) :
دارويى است كه به وسيلهء حرارتى معتدل خلط را رقيقتر از آنچه هست مىنمايد مانند : زوفا ، پونهء كوهى ( حاشا ) و بابونه .
2 - تحليل برنده ( محلّل ) :
دارويى است كه خلط را تبخير مىنمايد و آن را از جاى خود برمىكند و اجزاء آن را جدا مىسازد و بيرون مىاندازد و در اثر تداوم اثر با نيروى گرم خويش خلط را به كلى نابود مىنمايد مانند : خايهى سگ آبى .
3 - داروى زداينده ( جالى ) :
دارويى را گويند كه رطوبتهاى چسبندهء بندآمده را از دهانهء سوراخ ريز سطح