بايد فصد كرد تا رگ از هم نپاشد و سكته و مرگ ناخودآگاه سر نرسد .
چنانچه در رخسار و پلكها و دست و پا برانگيختگى ( هيجان ) پيدا شد بايد بفكر كبد بود تا گريبانگير استسقاء نشود .
اگر بوى بد مدفوع بسيار شديد بود ، بايد رگها را از تعفن رهانيد و گرنه تبها در راهند و در اين راه نشانههاى بول بيشتر راهنمائى مىكنند .
اگر خستگى و شكستگى را احساس كردى ، بدان كه با تب روبرو هستى .
اگر اشتهاى خوراك را از دست دادى و اگر اشتهايت رو به افزايش بود بدان كه از بيمارى پيامى رسيده است .
بطور كلى هر چيزى كه از عادت خارج شد ، چه اشتهاى خوراك ، چه حالت مدفوع و ادرار ، چه ميل به جماع يا خواب ، تعرق ، خشكى بدن ، زبرى و زرنگى ، چشيدن ، حس كردن ، طرز خواب ديدن و نظاير آن و هركدام از اينها نسبت به حال طبيعى در افزايش يا كاهش بودند زنگ خطر نوعى بيمارى است . همچنين حالات غير طبيعى مانند خون بواسير ، خون حيض ، قى ، خونريزى بينى ، آرزوى چيزهاى تباه يا ناتباه چنين پيامى براى شخص دارد .
عادت هم مانند طبيعت است ، از اين روى نشايد حتى عادت خيلى بد را يك دفعه ترك كرد و ترك آن بايد بتدريج صورت گيرد .
گاهى نشانههاى جزئى از بيمارىهاى جزئى آگاهى مىدهند مثلا دوام سردرد و درد شقيقه نشانهء گسترش يافتن درد است . در اين حالت آب از چشم درمىآيد و اجسام خيالى مانند ساس و پشه در چشم مجسم مىشوند . اگر اين حالت استوار و پابرجا ماند و چشم به بيسوئى گرائيد نشانهء پيدا شدن آب در چشم است ( آب مرواريد ) .
اگر احساس سنگينى و درد در پهلوى راست مدت زيادى بماند نشانهء بيمارى كبد است .
اگر سنگينى و تمدد در قسمت پائين پشت و در تهيگاه باشد و رنگ ادرار از حالت عادى خارج شده باشد نشانهء بيمارى كليه است .
مدفوع رنگ باخته نشانهء يرقان است .
اگر در دفع ادرار احساس سوزش طولانى شد ، نشانهء قرحه در آبدان و ذكر است .
اسهالى كه در مقعد ايجاد سوزش مىكند نشانهء بيمارى سحج ( پوستهپوسته شدن ) است .
از دست دادن اشتها ، قى كردن ، باد كردن و درد پهلو از قولنج خبر مىدهند .
خارش مقعد ، چنانچه مربوط به كرمهاى ريز نباشد بواسير بدنبال دارد .
قانون ( فارسى ) — صفحة 426
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٢٦