جمله - برنامهء مسافران
و آن در هشت فصل مىآيد .
فصل اول - پيشگيرى بيمارى
كسى كه تپش قلب دائمى دارد بايد چارهاى دريابد تا ناخودآگاه نميرد . اگر با كابوس و سرگيجهء زياد روبرو شد به بيرون ريختن خلط غليظ بشتابد تا دچار صرع و سكته نگردد .
اگر در بدن جهيدن و پريدن زياد باشد ، به دفع بلغم نياز است تا تشنج و سكته روى نياورد .
اگر بر اثر امتلاء ، تيرگى حواس و ناتوانى حركت پيش آيد باز بايد بلغم را بيرون راند .
اگر در بسيارى اوقات همهء اندامها تخدير شدند بايد به دفع بلغم روى آورد تا فالج را بازدارند .
اگر در رخسار اختلاج ( پريدن و جهيدن ) زياد بود پالايش و پاك كردن مغز لازم است تا دهان به كجشدگى گرفتار نشود « 213 » .
اگر گونه و چشم در بسيارى از اوقات برنگ سرخ درآمدند و اشك سرازير شد و روشنائى آزاردهنده بود و سردرد به همراه داشت ، بايد به رگ زدن و پاك كردن مزاج و نظير آنها توسل جست تا از سرسام در امان بود .
اگر اندوه و ترس بىعلت بر كسى چيره شد چارهء آن تخليهء خلط سوخته است و گرنه بيم ماليخوليا مىرود .
اگر رخسار قرمز شد و باد كرد و به پژمردگى گرائيد و اين حالت دوام داشت ، نشانهء بيمارى جذام است .
اگر تن سنگين و كند حركت شد و رگها تراوش داشتند ( عروق ريزش مايع كردند . )
هامش
( 213 ) - منظور پارز عصب فاسيال است كه در چنين شرايطى دهان به سبب فلج شدن ماهيچه صورت و لب حالت طبيعى خود را از دست مىدهد و باصطلاح كج مىشود .