و بعد بر پهلوى چپ و مجددا بر پهلوى راست انجام گيرد . و بدان كه پوشش و بلندى بالش در هضم غذا ياورى مىكند . بطور كلى در هنگام خواب اندامها بايد گرايش به سوى پائين داشته باشند نه بالا .
مقدار غذا :
مقدار غذا بر قياس عادت و نيرومندى غذا خورنده است . شخص تندرست بايد آنقدر بخورد كه احساس سنگينى نكند و اندامهاى سرازيرىاش كشيده نشوند ، باد نكند و شكمش به قرقر نيفتد و غذا از پائين به بالا نيايد و دلش بهم نخورد و به اشتهاى سگى دچار نشود ، اشتهايش بند نيايد ، كند ذهن نگردد و به بىخوابى دچار نشود .
هر غذائى كه طعمش دير احساس شد بد و هر قدر دير چشتر باشد بدتر است . اگر بر اثر غذا نبض به درشتى بزند و نفس كوتاه بيرون آيد بايد دانست كه غذا از حد اعتدال پا فراتر نهاده است ، زيرا اگر معده بيشتر از حالت لازم انباشته شود مزاحم حجاب حاجز مىشود و در نتيجه تنفس كوتاه و پىدرپى مىآيد . بر اثر اين بىنظمى تنفس ، نياز قلب به نبض بيشتر مىشود و از آنجا نبض درشت مىزند و نيرو كاهش مىيابد .
اگر گرمى بدن كسى بر اثر غذا شدت يابد نبايد غذاى مورد نياز خود را يكباره فرو دهد بلكه كمكم و بتدريج غذا بخورد تا اگر شكم پر از خوراك شد عوارضى مانند تبلرز و بعد از آن تب گرمى مانند تب روزانه ناشى از خوراك گرم در او ايجاد نشود .
كسى كه نمىتواند غذاى مورد احتياج خود را در يك وعده هضم كند ، بايد دفعات غذا خوردن را افزايش و مقدار غذا را كاهش دهد .
غذاى اشخاص سودائىمزاج بايد بسيار نم بخش و كمتر گرمىزا باشد .
غذاى صفرائىمزاجان بايد نمبخش و خنككننده باشد .
كسى كه خونش گرم مزاج است نيازمند خوراكهاى سرد و كم تغذيه است .
كسى كه خونش بلغمى است بايد خوراكش اندك ، گرم و لطيف باشد .
براى پسوپيش افتادن و درجهبندى خوراكها دستوراتى هست كه هركس بهداشت را رعايت مىكند بايد آنها را به كار بندد :
1 - كسى كه غذاى سخت و ديرهضم مىخورد ، نبايد بدنبال آن غذاى زودهضم و رقيق بخورد ، زيرا اين غذاى رقيق دنبالهرو ، پيش از غذاى قبلى خود هضم مىشود . غذاى