گوشت ، بويژه گوشت بزغاله ، گوسالهء كوچك و بره .
گندم كه آميزههاى آن پاك شده باشد . محصول كشت بايد آسيبى نديده باشد .
شيرينى كه با مزاج دمساز باشد .
نوشابه ( شراب ) خوشبوى ريحانى .
در غذاهاى اصلى بجز اين چهار نوع نبايد غذاى ديگرى مورد اعتماد و اعتياد قرار گيرد مگر از روى ناچارى و يا براى چارهجوئى بيمارى و پيشرفت بهداشت انتخاب گردد .
در بين ميوهها آنهائى كه مشابه غذا هستند عبارتند از :
1 - انجير و انگور و آن مشروط بر اين است كه اين ميوهها بىآفت و كاملا رسيده و بسيار شيرين باشند .
2 - خرما در سرزمينهائى كه به خوردن آن عادت دارند .
اگر از خوردن اين ميوهها ، مواد بيرون ريختنى ايجاد شد بايد فورا آن را استفراغ كرد « 179 » .
موقع غذا :
1 - غذا را نبايد بدون داشتن اشتها خورد .
2 - اگر اشتهاى پيدا شده مانند اشتهاى اشخاص مست ، كاذب نباشد نشايد خود را گرسنه نگهداشت « 180 » .
3 - كسى كه بيمارى تخمه ( پرخورى ) دارد ، وقتى خود را گرسنه نگه مىدارد معدهاش پر از خلطهاى چركى و ناپسند مىشود .
4 - در زمستان غذائى بايد تناول شود كه گرمى مىبخشد و در تابستان غذائى كه سردى دهنده است و يا گرمى آن اندك مىباشد .
5 - گرمى و سردى غذا هرگز نبايد خارج از توان شخص باشد .
هامش
( 179 ) - نسخهء انگليسى : « هنگامى كه ميوه تناول شده است و در بدن مواد زائدى توليد كرده است بهتر است براى دفع فورى آنها اقدام شود » .
( 180 ) - نسخهء انگليسى : همچنين هنگامى كه اشتهاى حقيقى وجود دارد نه اشتهاى كاذب اشخاص مست با افراد مبتلا به سوء هاضمه ، در خوردن غذا به مدتى طولانى نبايد تأخير كرد » .