اگر سنگينى احساس شد و دردى در كار نبود و علامت چيرگى بلغم هم پيدا بود بايد پنداشت كه ورم بلغمى است .
اگر نشانهاى از چيرگى سودا باشد ورم سودائى است بويژه اگر در لمس كردن سفت باشد ، و سفتى بهترين دليل آن است .
اگر ورمهاى گرم در عصب وجود داشته باشند ، درد زياد است و يا حالت تب قوى است . اين ورم بدن ورم كرده را بسترى مىكند و موجب درهم شدن عقل بيمار مىگردد و در حركات بند آوردن و بازكردن آن اختلال پديد مىآورد .
همهء ورمهاى احشا موجب نازكى و لاغرى لايه خارجى صفاق ( مراق ) مىگردند .
اگر ورمهاى احشاء گرد هم آيند و به حالت خراج ( دمل چرك كرده ) برسند تب و درد بسيار شديد رخ مىدهد و زبان بىنهايت زبر مىگردد ؛ شببيدارى شدت مىيابد ؛ عوارض و سنگينى زياد مىشوند و امكان دارد كه سختى و تركز احساس گردد و بدن با شتاب لاغر شود و چشم دفعتا به گودى رود .
اگر گروه ورمها چرك كرد ، از شدت تب و درد ضربان كاسته مىشود و حالتى نظير خارش بر جاى درد پيدا مىشود و چنانچه ورم سرخ و سخت بوده باشد ، سرخى رنگ را مىبازد و محل فشار انگشت نرم مىنمايد و عوارض آزاردهندگى آرامش مىيابند و سنگينى به منتهاى حد خود مىرسد .
وقتى ورم مىتركد در آغاز تركيدن كه خون و چرك از آن بيرون مىجهد سوزش چندشآورى به بدن دست مىدهد و بعد از آن تب بوجود مىآيد و نبض براى تخليه آمادگى پيدا مىكند ؛ و بعد نبض نظم خود را از دست مىدهد و آرام و كوچك و سست و نامرتب مىگردد ؛ اشتها پائين مىآيد و جوانب بدن غالبا گرم مىشوند ؛ ماده چرك و خون ( جراحت ) از راهى كه رو به آن است بيرون مىآيد و يا از راه دهان همراه بزاق و يا از طريق ادرار و يا براز خارج مىگردد . نشانهء خوب تركيدن ورم در آن است كه تب به كلى از بين برود .
تنفس آسان گردد ، نيرو از سر گرفته شود و ماده جراحت بسرعت راه بيفتد .
عامل جراحت ورم درونى از اندامى به اندام ديگر منتقل مىشود . اين انتقال دو نوع است : انتقال خوب و انتقال بد .
انتقال خوب آن است كه جراحت از اندامى ارزنده به اندام بىارزشترى منتقل شود ، مانند جراحت ورم مغز كه به پشت گوشها مىرسد و جراحت ورم كبد كه به بيخ رانها روى مىآورد .
قانون ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٨٤