بيشتر و بدن سفيد و كمموى كمتر بدان مبتلا مىگردد . همچنين به بيمار سودائى بهكسياه و دملهاى بد روى مىآورند . علائم اين بيمارى را نيز بايد از حالت طحال ، عمر ، مزاج ، عادت ، مسكن ، حرفه و زمان و از خوابهاى هولناك ، ديدن پرتگاه و يا ديدن چيزهاى سياه در خواب ، ترس و از روى تمام راهنمائىهاى سابق الذكر استنباط كرد .
فصل هشتم - نشانههاى بندآمدگىها ( سدد )
هرگاه دلايلى بر وجود احتقان مواد پيدا كرديم و پىبرديم كه تمددى روى داده است و در هيچ جاى بدن امتلائى رخ نداده است ، بدون شك بايد بندآمدگىهائى وجود داشته باشد .
اگر بندآمدگى در مجرائى باشد كه مواد زياد در آن جريان مىيابد ، سنگينى ( ثقل ) حس مىشود ، مثلا اگر براى غذائى كه به كبد مىرود راهبندانى رخ دهد ، مقدار زيادى از آن در يكجا جمع مىشود و ثقل زياد بر گرانى ورم مىافزايد . نشانهء بندآمدگىها در اين حالت ، شدت ثقل و نبودن تب است .
اگر بندآمدگى در اين نوع مجارى نباشد گرانى حس نمىشود ليكن احتباس در نفوذ خون و كشيدگى در اندام حس مىگردد
اكثر كسانى كه در رگهاىشان بندآمدگى وجود دارد داراى رنگ زرد هستند ، زيرا در اين اشخاص خون از مجارى خود به سطح بدن نمىرسد .
فصل نهم - نشانههاى باد
وجود درد در اندامهاى حساس گاهى نشانهء وجود باد است و اين در صورتى است كه درد ناشى از تفرق اتصال باشد . گاهى نيز وجود باد را از حركت اندامها درك مىكنيم و يا وقتى كه اعضاى باد كرده را لمس مىكنيم وجود باد را از صداى آن مىشناسيم .
درد همراه با كشيدگى كه اگر بخصوص همراه با سبكى باشد دليل بر موجوديت باد است . اگر درد از جائى انتقال يابد دليل قاطعى بر وجود باد است و اين حالت در موارد زير رخ مىدهد :
1 - در حالتى كه در اندامهاى حساس گسستگى رخ مىدهد .
2 - در حالتى كه باد در استخوان و گوشت غدهاى باشد كه بر اثر درد آن را حس نمىكنيم .