ليكن علائمى كه مىتوانيم بوسيله آنها از كنشهاى اندامهاى اصلى آگاه شويم بقرار زير است :
الف - حالت و كيفيت مغز را مىتوان از كنشهاى ارادى ، كنشهاى حسى و كنشهاى پندارى ( توهمى ) شناخت .
ب - كيفيت حالت قلب را از روى نبض و تنفس مىتوان تشخيص داد .
ج - كيفيت كبد را از مدفوع و ادرار مىتوان دريافت ، چه كسى كه كبدش ناتوان گردد مدفوع و ادرار او به خونابه ( آبى كه گوشت تازه در آن شسته باشند ) مىماند .
علائم بيمارى :
علائم بيمارى نيز بر سه وجه است :
الف - بخشى از اين علائم خود بيمارى را مىرساند مانند اختلاف سرعت نبض در بيمارى تب كه نشاندهندهء خود بيمارى تب است .
ب - برخى نيز علائم بيمارى موضعى را مىنماياند ، همچنانكه اگر دردى در اطراف سينه باشد و نبض اره مانند بزند دليل آن است كه ورمى در غشاء حجاب پيدا شده است .
يا اگر نبض موجدار باشد حاكى از وجود ورم در جسم ريه است .
ج - برخى نيز عامل بيمارى را نشان مىدهد مانند علائم امتلاء كه بحسب انواع آن نشانههاى ويژهاى وجود دارد .
عرضها ( روىآوردها )
عرضها به سه دسته تقسيم مىشوند :
1 - عرضهاى موقت كه با بيمارى شروع مىشوند و همراه آن از بين مىروند ، مانند تب شديد ، درد تيركش ، تنگى نفس ، سرفه و نبض ارهاى كه با ذات الجنب همراه هستند .
2 - عرضهائى كه وقت معينى ندارند ، گاهى پيرو بيمارى و زمانى دور از بيمارى هستند ، مانند سردرد ناشى از تب .
3 - عرضهائى كه در پايان كار پديد مىآيند ، مانند علائم بحران ، علائم پختگى و رسيدن ( نضج ) و علائم از كار افتادگى . اين علائم غالبا در بيماريهاى شديد ديده مىشوند .