فصل هفدهم - علت قرحه ( زخم مرطوب )
قرحه يا بر اثر تركيدن دمل پديد مىآيد و يا از سر باز كردن زخمى حاصل مىشود و يا ناشى از جوشهاى تاكل ( خوره ) است .
فصل هيجدهم - موجبات ورمها
سبب پيدايش برخى از ورمها ماده و در برخى ديگر حالات و چگونگى اندام است .
ورمهائى كه عامل آنها ماده است وقتى بوجود مىآيند كه اندام بوسيله مواد ششگانه سابق الذكر يعنى چهار خلط و دو مادهء آبكى و بادى پر مىشود . ورمهائى كه ناشى از حالات و چگونگى اندامها هستند در موارد زير پيدا مىشوند :
1 - اندامى كه ماده ورم را به سوى اندام ديگر مىراند نيرومندتر از اندامى است كه ماده را مىپذيرد . اين حالت ناتوانى اندام پذيرنده يا طبيعى است يعنى جزء گوهر اوست همانطور كه دربارهء پوست صادق است و يا از بىمايگى و كم تاروپودى به اين ناتوانى رسيده است كه بايد پذيراى اين ماده باشد ، همانطور كه گوشت سست معاطف سهگانه پشتگوش در گردن و زيربغل و پره بينى چنين حالتى دارند .
2 - ممكن است معبر جريان ماده ورم به سوى اندام ، فراخ و راه خروج آن تنگ باشد .
3 - يا اينكه اندام پذيراى ماده ، پائينتر از اندام دفعكننده واقع شده باشد .
4 - يا اينكه اندام كوچك است و براى غذائى كه دريافت مىكند گنجايش كامل ندارد .
5 - و يا اين اندام بسبب آسيبى كه ديده است ناتوان شده است و از هضم غذاى خود عاجز مانده است .
6 - يا اينكه اندام ضربهاى خورده است و ماده در آن جمع شده است .
7 - كمكارى اندام نيز نمىتواند مواد از بين رفتنى را زائل كند .
8 - وقتى گرماى مفرطى بر اندام وارد مىشود ، ماده جذب مىگردد . اين گرمى يا طبيعى است همچنانكه براى گوشت رخ مىدهد و يا پديدهاى دردى و يا ناشى از جنبش سخت و يا چيزهاى گرمىبخش است .
9 - ورم بر اثر شكستگى اندام نيز پيدا مىشود و در آن يكى از علل نامبرده در بالا با شكستگى قرين بوده است ، مانند كوفتگى ، فشار ، كشيدگى ، كه در حالت شكستهبندى ( جبر ) براى اندام رخ مىدهد . استخوان نيز ورم حاصل مىكند . دندان كه بر اثر غذا نمو مىكند و ممكن است بر آن بادكردگى و عفونت روى آورد ، پذيراى ورم مىباشد .