هامش
- تحريك قوى و منع ضعيف نشاندهنده نوع آتشى مزاج صفراوى است . تحريك قوى همراه با منع قوى نشان نوع آرام بلغمى و زندهدل دموى ، برحسب ميزان قابليت تحرك آنهاست .
با توجه به اينكه چهار نوع پيشنهادى پاولف با اخلاط اربعه قانون مطابقت دارد مىتوان اميدوار بود كه علم در آينده بتواند گرما ، سرما ، خشكى و رطوبت بدن را اندازهگيرى كند .
مىتوان بين اين تحريك و منع با گرما و سرما ، و مقاومت با خشكى و رطوبت ، رابطه بوجود آورد ( منع عبارت است از مخالفت يا جلوگيرى كامل يا جزئى يك فعاليت يا جريان تعارض و تضاد بين انگيزههاى ناسازگار و ناموافق ) . مجله نظام پزشكى ايران ، سال پنجم ، مهرماه 2535 شماره 4 .
چهار نوع اخلاط بشرح زير مىباشند :
1 - دموى ( خونى ،( Sanguineous - Sanguineعبارت است از قرمز بودن ، برنگ خون بودن كه با خصوصياتى چون خوشخوئى ، زورمندى ، تحرك در جريان خون ، زندهدل بودن ، در طلب بهترين بودن ، افسرده نبودن ، اعتماد به نفس داشتن مشخص مىشود .
2 - بلغم( Phlegm )ماده غليظ لزجى كه از دستگاه گوارش و مجارى تنفسى ترشح مىشود و با سرفه و استفراغ خارج مىگردد . بلغمى كسى است كه فزونى در ترشح بلغم داشته باشد . اين افراد حالتى كند و تنبل دارند . در اعمال جسمى و روانى تحريكپذيرى كمترى دارند و چالاك و زندهدل نيستند .
3 - صفراوى( Choleric )فزونى صفرا در شخص را گويند كه با افزايش تحريكپذيرى ، آتشى مزاج بودن و عصبى بودن همراه است .
4 - سواد : فزونى صفراى سياه را گويند ، و سودائى فردى است كه با خصوصياتى چون افسردگى - هاى روحى ناشى از غم و اندوه ، دلمردگى و دلتنگى مشخص مىشود .
در متن انگليسى قانون تعريف سوداى طبيعى به اين صورت آمده است : « سوداى طبيعى رسوب( Sediment )طبيعى خون را گويند » .
در اول قرن هيجدهم در اروپا دو نظريه مختلف در مورد علت آسم وجود داشت : - يكدسته از دانشمندان به پيروى از عقايد ابن سينا معتقد به تئورى اخلاط بودندThe ? orie ) ( humorale. آنان مىگفتند بروز آسم بواسطهء وجود بلغم غليظ و لزج در سينه است كه شعب ريز قصبة الريه را پر كرده ، راه ورود و خروج هوا را مسدود نموده ، نفس را تنگ مىسازد . دسته ديگر از دانشمندان معتقد به نظريهء عصبى بودند( The ? orie nerveuse )و مىگفتند آسم يك بيمارى عصبى است و علت آن تشنج و انقباض عضلات حلقوى برنشها و برونشيولها است . اين عضلات اطراف شاخههاى ريز برنشها را گرفته ، انقباض آنها مجارى را تنگ كرده ورود و خروج هوا را مشكل مىكند . پس در اول قرن هيجدهم اطباء اروپا به دو دستهء موافق و مخالف با ابن سينا در