است كه اين رطوبت زيادى در نمو تاثير دارد و اين تجربه مبتنى بر نرمى استخوان و عصب است و قياسى است و اين قياس ما نزديكتر بودن دورهء عمر خردسالى به مرحله منى و روان بخارى است . در خردسالان و جوانان مزاج آتشين برابر است ؛ مزاج هوائى و آبى در خردسالان بيشتر ، مزاج خاكى در نوپيران و پيران افزونتر و در پيران بيشتر از نوپيران است .
اعتدال مزاج جوانان بيشتر از اعتدال مزاج خردسالان است ولى جوان در مقايسه با خردسالان خشكمزاجتر و در مقايسه با پيران و نوپيران گرممزاجتر است .
مزاج اندامهاى اصلى در پيران نسبت به نوجوانان و نوپيران خشكتر و به علت وجود رطوبت بيگانهاى كه ترىبخش است از آنها رطوبىتر است .
اينك درباره جنس زن و مرد : مزاج جنس ماده از مزاج جنس نر سردتر است و همين امر موجب مىگردد كه در خلقت از موجود نر ضعيفتر باشد . مزاج جنس ماده از جنس نر رطوبىتر است . مادينه بسبب سردمزاجى ، ماده دفعى بيشتر دارد و گوشت او بواسطه ورزيدگى كم ، نرمتر و شلتر است . گوشت مرد به لحاظ تركيب با آميزههاى خود گرچه مادهء گوشتى كمترى دارد و هرچند گوشت مرد متراكمتر از گوشت زن است ولى بسبب رگها و رشتههاى عصبى كه در آن نفوذ كردهاند سردتر از گوشت زن است . مردم سرزمينهاى شمالى از مردم ديگر ترمزاجتر هستند ، پيشهوران محيط آبى در اين ترمزاجى بالاترند ، در سرزمينهاى مقابل آن ، مزاجها بر خلاف شمالىها است . از اين ببعد علائم و نشانههاى مزاجها را به صورت كلى و جزئى ذكر خواهيم كرد .
تعليم چهارم : دربارهء اخلاط
اين تعليم در دو فصل بيان مىشود :
فصل اول : چگونگى خلط و انواع آن
خلط « 52 » مادهاى است مرطوب و روان . غذا در نخستين مرحله به خلط تبديل مىشود و آن چند بخش دارد :
هامش
( 52 ) -( Humor - Humour )مايعى است بر چهار نوع : خونى ، بلغمى ، صفراوى زرد و صفراوى سياه ( سودائى ) ( فرهنگWebster، جلد اول ، صفحه 413 ، چاپ 1970 ، امريكا ) .
پاولف فيزيولوژيست شهير شوروى در انسان چهار نوع خلط يافته است كه دقيقا با اخلاط دموى ( خونى ) ، بلغمى ، صفراوى و سودائى ( صفراى سياه ) متقدمين مطابقت دارد .
براساس نظر پاولف تحريك ضعيف و منع ضعيف بيانكننده نوع سودائى ضعيف است .