مسأله 1935 - كسى كه بدهكار است ونمى تواند بدهى خود را بدهد ، اگر چه
مخارج سال خود را داشته باشد ، مى تواند براي دادن قرض خود زكات بگيرد ، ولو
مالي را كه قرض كرده در معصيت خرج كرده باشد ، واز آن معصيت توبه نكرده
باشد .
مسأله 1936 - اگر به كسى كه بدهكار است ونمى تواند بدهى خود را بدهد
زكات بدهد ، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده ، چنانچه آن بدهكار فقير
باشد مى تواند آنچه را به أو داده بابت زكات حساب كند .
1937 - كسى كه بدهكار است ونمى تواند بدهى خود را بدهد ، اگر چه
فقير نباشد ، انسان مى تواند طلبي را كه از أو دارد ، بابت زكات حساب كند .
مسأله 1938 - مسافري كه خرجى أو تمام شده ، يا مركبش از كار افتاده
چنانچه سفر أو سفر معصيت نباشد ونتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى خود
را به مقصد برساند اگر چه در وطن خود فقير نباشد ، مى تواند زكات بگيرد ، ولى اگر
بتواند در جاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج سفر خود را فرآهم
كند ، فقط در جاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج سفر خود را فرآهم
كند فقط به مقدارى كه به آنجا برسد مى تواند زكات بگيرد .
مسأله 1939 - مسافري كه در سفر درمانده شده وزكات گرفته بعد از آنكه به
وطنش رسيد ، اگر چيزى از زكات زياد آمده باشد ، بايد آن را به حاكم شرع بدهد
ويگويد آن چيز زكات است .
شرايط كساني كه مستحق زكوتند
مسأله 1940 - كسى كه زكات مى گيرد بايد شيعه دوازده امامي باشد واگر انسان
كسى را شيعه بداند وبه أو زكات بدهد ، بعد معلوم شود شيعه نبوده ، بايد دو باره
زكات بدهد .
مسأله 1941 - اگر طفل يا ديوانه اى از شيعه فقير باشد ، انسان مى تواند به ولى