مىنوشد ، با سگان و يوز پلنگان بازى مىكند و با باقيماندهء خاندان پيامبر ( ص ) كينه مىورزد ؟ ! نه به خدا سوگند ، هرگز چنين چيزى نخواهد شد . » « 1 »
به وليد بن عتبه فرمود : « . . . يزيد مردى است فاسق ، شرابخوار ، كشندهء نفسهاى محترم و آشكار كنندهء فسق ؛ و كسى چون من ، با او بيعت نمىكند . » « 2 »
به مروان بن حكم فرمود : « . . . انا للَّه و انا اليه راجعون . هنگامى كه امت اسلامى گرفتار حاكمى چون يزيد شده است ، بايد فاتحه اسلام را خواند . . . واى بر تو ! آيا مرا به بيعت يزيد فرمان مىدهى و حال آنكه او مردى فاسق است . به يقين ناعادلانه سخن گفتى . . . من تو را بر اين گفتارت نكوهش نمىكنم ، چرا كه تو ملعونى هستى كه رسول خدا ( ص ) ، در حالى كه در پشت پدرت حكم بن ابى العاص بودى ، تو را لعنت كرد . به يقين هركس كه رسول خدا ( ص ) لعنتش كند از او انتظارى جز اينكه به بيعت يزيد فرا بخواند نمىرود ! » . « 3 »
فرمود : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : « خلافت بر خاندان ابو سفيان و بر آزاد شدگان فرزند آزاد شده حرام است . هرگاه معاويه را بر منبر من ديديد ، شكم او را پاره كنيد . » به خدا سوگند مردم مدينه او را بر منبر جدّم ديدند ولى به آنچه فرمان يافته بودند عمل نكردند و خداوند آنان را گرفتار يزيد كرد . خداوند عذابش را در آتش زياد كند . « 4 »
به عبدالله بن عمر فرمود : ابا عبد الرحمن ! آيا من با يزيد بيعت كنم و در صلح او وارد شوم و حال آنكه رسول خدا ( ص ) دربارهء او گفت آنچه را گفت ؟ » . « 5 »
هامش
( 1 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 11 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 182 ؛ موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 278 ، ح 244 .
( 2 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 14 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 184 ؛ مثير الاحزان ، ص 24 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 325 ؛ موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 283 ، ح 251 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 152 .
( 3 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 17 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 184 ؛ موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 284 ، ح 252 و مانند آن در تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 153 ؛ و در آن آمده است : « از كسى چون او بعيد نيست كه به بيعت يزيد دعوت كند . »
( 4 ) . همان .
( 5 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 26 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 19 ؛ مثير الاحزان ، ص 41 ؛ موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 306 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 165 .