نمىكند كه تو مردم را به گمان كشتى و به گمان گرفتى و كودكى را امارت دادى كه شراب مىخورد و با سگان بازى مىكند . » « 1 »
نيز در نامهاش به معاويه نوشت : « سپس پسرت را به حكومت رساندى و حال آنكه او جوانى است شرابخوار و سگ باز . پس تو به امانت خويش خيانت و رعيتت را ويران كردى و نصيحت پروردگارت را ادا نكردى . چگونه كسى را كه شراب مىنوشد بر امّت محمد ( ص ) حاكم مىكنى ؟ در حالى كه نوشندهء شراب از فاسقان و در شمار اشرار است .
شرابخوار را بر درهمى نتوان امين كرد تا چه رسد بر يك امّت . » « 2 »
همچنين آن حضرت ( ع ) به معاويه فرمود : « من دريافتم كه آنچه دربارهء كامل شدن يزيد و سياست او براى امّت محمد ( ص ) گفتى ، براى اين است كه مىخواهى كار يزيد را بر مردم مشتبه كنى . گويى كه پرده نشينى را توصيف يا از غايبى تعريف مىكنى ، يا از چيزى خبر مىدهى كه تنها تو از آن آگاهى . يزيد خود نشانگر جايگاه رأى خويش است .
يزيد را بگذار تاآن طور كه خودش مىخواهد سگها را به جان هم بيندازد و با كبوترها و زنان تنبور زن سرگرم باشد ؛ كه او را ياور خويش خواهى يافت ؛ دست از تلاشهاى خويش بردار » . « 3 »
نيز به معاويه فرمود : « چه كسى براى امّت محمّد ( ص ) بهتر است ! يزيد شرابخوار فاسق ؟ ! » « 4 »
آن حضرت به عبدالله بن زبير فرمود : اى ابو بكر ! نيك بنگر ، آيا ( گمان مىكنى ) « 5 » كه من با يزيد بيعت مىكنم ، در حالى كه او مردى است فاسق كه آشكارا فسق مىكند ، شراب
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 180 ؛ الغدير ، ج 10 ، ص 161 ؛ موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 254 ؛ رجال الكشى ، ص 51 ، ح 98 ؛ معادن الحكمة ، ج 1 ، ص 582 ؛ العوالم ، ج 17 ، ص 92 ، ح 6 .
( 2 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 133 ، 498 ؛ موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 258 ، ح 231 .
( 3 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 186 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 228 ؛ اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 583 ؛ الغدير ، ج 10 ، ص 248 ؛ موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 262 ، ح 234 .
( 4 ) . الفتوح ، ج 3 ، ص 343 ؛ موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 265 ، ح 236 .
( 5 ) . در تسلية المجالس چنين آمده و آن درستتر است .