و پاكيزهاش ، او را كشتند . اين درحالى بود كه به روزگار پيامبر ( ص ) نزديك بودند و همهء آنان ديده بودند كه رسول خدا ( ص ) لب و دندان حسين ( ع ) را مىبوسد و باز هم با چوب دستى بر لب و دندانش زدند ! آنان كينههاى روز بدر و حوادثى را كه در آن روى داد زنده كردند .
همهء اينها با وجود نزديكى آنان به روزگار نزول وحى و شنيدن اين سخن خداوند كه فرمود :
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »
« 1 » ( بگو من براى رسالت پاداشى جز دوستى با خويشاوندانم نمىخواهم ) .
آنان در دوران پيامبر ( ص ) ، از بيم شمشير عقايدشان را پنهان كردند و چون سر رشتهء امور به دست آنها افتاد ، آغاز به سركشى كردند .
« سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ »
« 2 »
5 . كياهراسى : وى يزيد را با اين سخنان توصيف كرده است : او كسى بود كه نرد مىباخت ، با يوزپلنگ شكار مىكرد ، تارك نماز ، دايمالخمر و قاتل اهل بيت پيامبر ( ص ) بود . « 3 »
6 . تفتازانى : وى در شرح العقائد النسفيه مىنويسد : حق اين است كه رضايت يزيد به قتل حسين ( ع ) و شاد شدن وى از اين كار و اهانت او به اهل بيت رسول خدا ( ص ) از مواردى است كه به نحو متواتر به دست ما رسيده است ، هر چند جزئياتش به گونهء خبر واحد باشد . . . . « 4 »
7 . ذهبى : وى دربارهء يزيد مىگويد : او از ناصبيان سنگدل بود . مسكرات مىنوشيد و مرتكب كارهاى زشت مى شد . دولتش را با قتل حسين ( ع ) آغاز كرد و با واقعهء حَرّه به پايان برد . . . . « 5 »
8 . اجهورى : وى در ضمن سخنانش گويد : برخى از علما لعن يزيد را به طور مطلق جايز شمردهاند ، چرا كه او به قتل حسين ( ع ) فرمان داد . « 6 »
هامش
( 1 )
. شورى ( 42 ) ، آيهء 23 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) ، آيهء 139 .
( 3 ) . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 301 .
( 4 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . الاتّحاف بحبّ الاشراف ، ص 62 .