حضرت فرمود : دست از او برداريد ؛ به من نزديك شد و فرمود : تو هم از هفتاد نفرى ؟
گفتم : بلى . سپس دستش را روى شانهام گذاشت و مرا با صورت روى زمين خواباند و فرمود :
« خداوند تو را نبخشايد . خداوند استخوانهايت را به آتش بسوزاند » . از اين رو من از رحمت خداوند نوميد گشتم . پس اعمش گفت : « از من دور شو كه مىترسم به خاطر تو مجازات شوم » « 1 » .
دار زدن سر شريف در دمشق
ذهبى به نقل از حمزة بن يزيد حضرمى گويد : « يكى از خويشاوندانم براى من نقل كرد كه او سر حسين ( ع ) را براى مدت سه روز در دمشق بر سر دار ديد » « 2 » .
شبراوى گويد : ابوالفضل گفت : « پس از رسيدن سر شريف به دمشق آن را درون طشتى در برابر يزيد نهادند و او با چوبدستى بر دندانهاى شريفش مىزد . آنگاه فرمان داد آن را دار بزنند ؛ و سه روز در دمشق بر سر دار بود » « 3 » .
باعونى نوشته است كه سر را سه روز در دمشق نصب كردند و سپس در انبار اسلحه قرارش دادند « 4 » .
علامهء مجلسى نقل كرده است كه سر حسين ( ع ) را سه روز در دمشق بر دار كردند و سپس در انبارهاى بنى اميه نگه داشتند « 5 » .
آنچه گفتيم دربارهء خود سر شريف بود ، اما دربارهء جاى به دار كشيدن آن ، دو نقل است :
1 . بر در مسجد دمشق
شيخ صدوق و ابن فتّال نقل كرده و گفتهاند : « سپس يزيدفرمان داد سر حسين ( ع ) را بر در مسجد دمشق نصب كردند » « 6 » .
هامش
( 1 ) . احقاق الحق ، ج 11 ، ص 335 ، به نقل از نور الابصار ، ص 125 ؛ نيز ر . ك : بحار الانوار ، ج 45 ، ص 187 ، به نقل از الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 581 ( با اختلاف ، به ويژه در آنچه مربوط به سر شريف است ) .
( 2 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 319 .
( 3 ) . الاتّحاف بحبّ الاشراف ، ص 69 .
( 4 ) . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 299 .
( 5 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 145 .
( 6 ) . امالى صدوق ، ص 231 ، به نقل از آن بحارالانوار ، ج 45 ، ص 154 ؛ روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 191 .