مجعول ، و تحويلش به وجه اول ، مطلقا از بدع ظالمانهء طواغيت امم و اعصار است .
دوم : آنكه در اين عصر غيبت كه دست امّت از دامان عصمت كوتاه و مقام ولايت و نيابت نوّاب عام در اقامهء وظائف مذكوره هم مغصوب و انتزاعش غير مقدور است ، آيا ارجاعش از نحوهء اولى كه ظلم زائد و غصب اندر غصب است به نحوهء ثانيه و تحديد استيلاى جورى به قدر ممكن واجب است ؟ و يا آنكه مغصوبيت مقام ، موجب سقوط اين تكليف است ؟
سيم : آنكه ، بر تقدير لزوم تحديد مذكور ، آيا همين مشروطيّت رسميّه ، كه دانستى ركن مقوّمش دو امر و وسيلهء تحديد منحصر در آن است ، متعيّن و خالى از محذور است يا نه ؟
چهارم : در ذكر بعضى از وساوس و مغالطات القائيّه و دفع آنها .
پنجم : در بيان شرايط صحّت و مشروعيّت مداخلهء مبعوثان ملَّت در اين باب و وظيفهء عمليّهء آنان بر وجه اجمال .
تنبيه الأمة وتنزيه الملة — صفحة 68
مساهمون: ميرزا محمد حسين النائيني
ص٦٨