آزادى در مطالبهء حقوق را مقرّر فرمودهاند ؟ ! و از براى احياى همين سنّت و سيرهء مباركه و محو بدعت تفضيل در عطا ، و استرداد قطايع و تيولات ، و برپا داشتن اساس مساوات بود كه در عصر خلافت شاه ولايت - عليه أفضل الصّلاة و السّلام - آن همه فتن و حوادث بر پا [ شد ] ! و حتى بزرگان اصحابش مانند عبد اللَّه [ بن ] عباس و مالك اشتر و غيرهما براى اطفاء نوائر فتن فى الجمله رفتار به سيرهء محدثهء سابقين را در عطا و قسمت و تفضيل سابقين بدرييّن و مهاجرين اوّلين و امّهات مؤمنين را بر لا حقين تابعين و ايرانيان تازه مسلمان از حضرتش استدعا نموده و آنچنان جوابهاى سخن شنودند . « 1 » داستان حديدهء محماة « 2 » ، در جواب يك صاع گندم خواستن برادرش عقيل ؛ « 3 » و عتابهاى مكملهء مقام عصمت به فرزندش سيد الشهداء عليه السّلام براى استقراض يك مدّ عسل از بيت المال « 4 » كه معاويه با آن عداوت از شنيدن آنها « 5 » گريست و گفت آنچه گفت ؛ و عاريهء مضمونه خواستن يكى از بنات طاهرات ، گردنبندى از بيت المال و آن فرمايشات صخرهء صمّاء شكاف « 6 » الى غير ذلك از آنچه در كتب سير مسطور و موجب سر به زيرى تمام مدّعيان بسط عدالت
هامش
« 1 » . ر . ك : نهج البلاغه ، خ 126 ، خ 15 .
« 2 » . آهن گداخته .
« 3 » . نهج البلاغه ، ج 224 .
« 4 » . اين ماجرا را درباره امام حسين عليه السّلام نقل كردهاند . ر . ك : محمد بن سليمان الكوفى ، مناقب الامام امير المؤمنين ، ج 2 ، ص 74 - 75 ؛ ابن الجوزى ، تذكرة الخواص ، ص 109 .
« 5 » . س : آن ، بر اساس چاپ سوم كه اسم اشاره مفرد آمده مترجم تنبيه الامه بر مؤلف محترم خرده گرفته كه گريهء معاويه مربوط به ماجراى استقراض عسل نبوده است . ( ر . ك : توفيق السيف ، ضد الاستبداد ، ص 273 ) .
« 6 » طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 163 .