اسراى قريش ، حتى در بستن دستها و بازوهايشان بايد سرمشق گرفت ، كه اصلا جهت فارقه و مائزه در كار نيست . « 1 »
[ مساوات در مجازات ]
سيم : درجهء مساوات در مقاصّه و مجازات را از برهنه فرمودن دو كتف مبارك بر فراز منبر در همان قرب ارتحال ، با اشتداد ، مرض و حاضر فرمودن تازيانه يا عصاى ممشوق « 2 » براى مقاصّه نمودن سواده « 3 » - به محض ادّعاى آنكه در بعض اسفار هنگامى كه برهنه بوده ، تازيانه يا عصاى مزبور ، از ناقه تجاوز و به كتفش رسيده - و بالاخره قناعت او به بوسيدن خاتم نبوّت كه در كتف مبارك بود . « 4 » و هم از فرمايش حضرتش كه در مجمع عام براى استحكام اين اساس مبارك مجالى را فرض ، و فرمود : « اگر از صدّيقهء طاهره ، سيدة النساء ، فاطمهء زهرا - صلوات اللَّه عليها - سرقت سر زند ، دست مباركش را قطع خواهم نمود » ، « 5 » بايد استنباط نمود كه به كجا منتهى و تا چه اندازه براى امّتش
هامش
« 1 » . ابن اثير ، الكامل ، ج 1 ، ص 534 - 537 .
« 2 » . باريك .
« 3 » . سوادة بن قيس .
« 4 » . محمد باقر مجلسى ، بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 508 .
« 5 » . مسلم بن الحجاج النيشابورى ، صحيح مسلم ، با شرح نووى ، ج 6 ، ص 155 .
اسامة بن زيد دربارهء زنى كه دزدى كرده بود ، نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شفاعت كرد و حضرت فرمود :
آيا براى تعطيلى حدّى از حدود الهى شفاعت مىكنى ؟ سپس برخاست و طى سخنانى فرمود :
اى مردم ! كسانى قبل از شما هلاك شدند به خاطر اينكه هرگاه صاحب منصبى دزدى مىكرد ، او را رها مىكردند و هرگاه شخص ضعيفى دزدى مىكرد ، بر او حدّ جارى مىكردند . سپس فرمود :
« و ايم اللَّه لو انّ فاطمة بنت محمّد سرقت لقطع محمّد يدها » . اين روايت در منابع شيعى مشاهده نشد .