[ 3 . شاه پرستى ]
سيم : از آن قواى ملعونه نفوذ دادن به شاه پرستى است در مملكت ، و به جاى مراتب و درجات قوّهء علميّه و عمليّه و ساير موجبات تفوّق و امتيازات نوعيّه اش مقرّر داشتن ، و مرجعيّت امور لشكرى و كشورى و ساير نوعيّات مملكت را تابع اين رذيلهء خبيثه قرار دادن و به اندازهء مراتب و درجاتش منصب دادن و زمام امور را مفوّض داشتن است . به درجهء رسوخش اعمال اين قوهء ملعونه اهمّ مقدّمات استعباد رقاب ملَّت و درجاتش هم به اختلاف درجات استعباد و تملَّك رقاب مختلف است . نفوذ شاه پرستى در مملكت است كه نادانى و جهالت عموميّه را بى علاج و ريشهء علم و دانش و ساير موجبات سعادت و حيات ملَّى را به واسطهء عدم فائده و بلكه مضرّ به ترقّى بودن ، به كلَّى از مملكت بر مىاندازد ، تمام قواى ملَّيّه را مضمحلّ و نابود و همه را در قبال غنيمان خارجى به منزلهء صعوه « 1 » در چنگال شاهين و در تمام حوائج شبانه روزى محتاجشان مىسازد .
رسوخ شاه پرستى « 2 » در رگ و ريشهء ملَّت است كه حتى منسلكين در زىّ اهل علم هم ، فضلا عن العوام ، با علم به قيام ضرورت دين اسلام بر غاصبيّت و حرمت اعانت بر فعّال ما يشاء و حاكم ما يريد بودن طواغيت امّت ، مع هذا به اقتضاى جبلَّت ثانيه در اين اعانت و ظلم كه
هامش
« 1 » . مرغى كوچك است كه در فارسى سنگانه گويند و برخى آن را مرغى مانند گنجشك دانستهاند كه سينهاى سرخ دارد . ( لغت نامهء دهخدا ) .
« 2 » . س : اين رذيله .