[ پاسخ : ]
خدا كند نفس مسيحاوشى به فرياد اسرا و اذلَّاء ايران و مرز و بوم از ظلم ويرانش برسد و دم روح القدس هم كمك كند و اين امر عيانى ادراك شود كه نه طهران ناحيهء مقدّسه است و نه كوفهء مشرّفه و نه مغتصبين مقام ، آن بزرگوارانند و نه مبعوثان ملَّت به غير از جلوگيرى غاصب و تحديد استيلاى جورى براى مقصد ديگر مبعوثند .
شايد بعد از ادراك اين همه محسوسات عيانيّه ، دفع اين شبههء ابن كمونيّه « 1 » ممكن و عويصهء اشكل از جذر اصم « 2 » منحل گردد ! ان شاء الله تعالى .
[ 2 . دخالت مردم در امور حسبيه ]
دوم : وساوس دستهء ديگر است كه بعد از تسليم اصل وجوب تحديد استيلاى جورى به قدر قوّه و امكان ، و لزوم گماشتن هيئت نظَّار و براى نظارت و جلوگيرى از تجاوزات متصدّيان ، مع هذا براى هدم اين اساس تحديد ، وسوسهء ديگرى القاء نمودند .
حاصلش آنكه هر چند هيچيك از اين دو مقدّمه جاى شبهه و مجال
هامش
« 1 » . ابن كمونهء بغدادى ( م 690 ه . ق ) به دليل شبههء معروف و دشوارى كه در مبحث « توحيد واجب » وارد كرده ، شهرت يافته . گرچه حكما از شبههء او پاسخ گفتهاند ، اما هر شبهاى كه بسيار قوى و دشوار باشد به نام او نسبت داده مىشود . و صدر المتألهين از او به افتخار الشياطين ياد كرده است . ( ر . ك : الاسفار الاربعه ، ج 1 ، ص 132 ) مؤلف در اينجا از باب طنز شبهه را ابن كمونيّه خوانده است .
« 2 » . در رياضيات به عددى گويند كه جذر صحيح ندارد مانند عدد ده كه مجذور ( تقريبى ) عدد سه و دو دهم ( 2 / 3 ) مىباشد ، اين عدد اعشارى را به خاطر آنكه به طور صحيح بر مجذور خود دلالت ندارد جذر اصمّ ناميدهاند ، در برابر جذر منطق و گويا مانند عدد سه كه جذر عدد نه مىباشد .
( ر . ك : لغت نامهء دهخدا ) .