تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنبيه الأمة وتنزيه الملة — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
نباشيم ؛ چه ، بالضروره توقّف واجب بر آن عقلا موجب لزوم اتيان است و اين مقدار از لزوم مقدّمهء فيما بين تمام علماى اسلام اتّفاقى و از ضروريات است . و چون اين دو مطلب مبيّن شد ، وجوب اصل ترتيب دستور اساسى به طورى كه به همان كيفيت سابقه ، تحديد استيلاى جورى را بر وفق مقتضيات مذهب كاملا متكفّل و متضمّن باشد ، نظر به توقّف حفظ نظام و صيانت اساس محدوديت و مسئوليت سلطنت غاصبه بر آن ، از بديهيات ، و عدم اندراجش من حيث نفسه ، و بدون ارائه و ادعاى آنكه مندرجاتش من عند اللَّه است ، در عنوان تشريع و بدعت و مقابلى با دستگاه نبوّت ظاهر و هويدا ، و مأخوذ بودن مغالطهء مغرضانه و عاميانهء مذكوره بعينها از جهلهء اخباريّه - كه به واسطهء نفهميدن حقيقت تشريع و بدعت از براى نفس رسائل عمليّه نوشتن فقهاى عصر غيبت بعينه همين هفوات را بافته ، مقابلى با دستگاه نبوتش خواندند - هم از واضحات است . سبحان اللَّه شدّت انهماك « 1 » در غرضانيّت و داستان * ( أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَواه ُ ) * « 2 » كار انسان را به اينجاها مىرساند كه به غرض ابطال تحديد استيلا و هدم اساس مسئوليت جائرين از ارتكابات دل بخواهانه در نفوس و اعراض و اموال مسلمين ، چنين اراجيف بر هم ببافد ؛ شبهات واهيهء جهلهء اخباريه را ، بالاولويّه ثانيا احيا و اساس ديانت مسلمين و نتيجهء زحمات حفّاظ دين مبين خصوصا مجدّدين قرن
هامش
« 1 » . اصرار و لجاجت . « 2 » . اعراف ، آيهء 176 * ( وَلَوْ شِئْنا لَرَفَعْناه ُ بِها وَلكِنَّه ُ أَخْلَدَ ) * اگر مىخواستيم ( مقام ) او را با اين آيات ( و علوم و دانشها ) بالا مىبرديم ، ولى او به پستى گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد .