سرنوشت عمرو بن صبيح صيداوى
[ مختار ] در جست و جوى عمرو بن صبيح صيداوى « 1 » برآمد . وقتى مردم به خواب رفته بودند ، وى پشت بام خانهاش رفته و شمشيرش را زير سر گذاشته بود . چون او را با شمشيرش گرفتند ، گفت : اى شمشير خدايت تو را زشت گرداند كه با وجود نزديكى بسيار دور بودى ! سپس او را نزد مختار بردند و با نيزه آنقدر بر او زدند كه مرد . « 2 »
سرنوشت زيد بن رقاد جهنى
[ مختار ] زيد بن رقاد را احضار كرد و او را هدف تير و سنگ قرار داد و آتش زد . « 3 »
سرنوشت ابجر بن كعب
خوارزمى گويد : عبيد الله بن عمار گفت : هنگامى كه حسين بن على ( ع ) كشته شد ، شلوارى به پايش ديدم كه برق مىزد . پس ابجر بن كعب آمد و آن را غارت كرد و حضرت را برهنه گذاشت . محمد بن عبدالرحمن گويد : از دستهاى ابجر بن كعب در زمستان خون مىتراويد و در تابستان مانند چوب خشك مىشد . « 4 »
نيز خوارزمى نقل مىكند كه در بدن آن حضرت جاى 33 زخم نيزه و 34 ضربت شمشير ديده شد . شلوارهايش را بحير بن عمرو جرمى برد . او مدّتها از دو پايش فلج بود .
عمامهاش را جابر بن يزيد از وى برداشت و چون آن را به سرش بست مبتلا به جذام شد .
زرهش را مالك بن نسر كندى برد و عقلش را از دست داد . . . . « 5 »
هامش
( 1 )
. وى نيز از كسانى بود كه بر پيكر امام ( ع ) اسب تازاندند .
( 2 ) . ذوب النضار ، ص 122 .
( 3 ) . همان ، ص 120 .
( 4 ) . مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 43 - 44 . در منابع معتبر تاريخى ديگر نيز از وى با همين نام ياد شده است ( ر . ك . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 333 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 110 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 468 ؛ اللهوف ، ص 178 ؛ المناقب ، ج 4 ، ص 120 ؛ تذكرة الخواص ، ص 228 ) . در الدر النظيم ، ص 557 از وى با نام حرّ بن كعب ياد شده كه گويا تصحيف ابجر باشد . به نوشتهء سماوى در ابصار العين ، ص 74 ، نام وى در برخى كتابها ابحر بن كعب آمده است كه تصحيف مىباشد .
( 5 ) . مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 42 .