سرنوشت سنان بن انس
سنانبنانس به بصره گريخت و خانهاش ويران گرديد . سپس از بصره به قادسيه رفت .
سرانجام جاسوسان مختار خبر آوردند ؛ و مختار او را ميان عذيب و قادسيه دستگير كرد . سپس به ترتيب انگشتان ، دستها و پاهايش را بريد ؛ و آنگاه او را در ديگ روغن داغ افكند « 1 » .
سرنوشت خولى بن يزيد اصبحى
« آنگاه ابوعمره را فرستاد ؛ و او خانهء خولى بن يزيد اصبحى ، حامل سر امام حسين ( ع ) نزد عبيد الله بن زياد را محاصره كرد . زن خولى ، نوّار دختر مالك - به گفتهء طبرى - يا به قولى عيّوف ، كه از دوستداران اهل بيت بود ، نزد آنها آمد و از جاى او اظهار بىاطلاعى كرد ؛ و در همان حال به بيت الخلا اشاره نمود . رفتند و او را در حالى كه سبدى روى سرش گذاشته بود ، يافتند و به قتل رساندند . سپس مختار فرمان به آتش زدن وى داد . « 2 »
سرنوشت حكيم بن طفيل سنبسى
آنگاه عبداللّه بن كامل را سوى حكيمبن طفيل سنبسى فرستاد . وى كسى بود كه غنايم حضرت عباس ( ع ) را برداشته و تيرى بر وى افكنده بود . پس از دستگيرى ، پيش از آنكه نزد مختار برسد ، مردم او را هدف قرار دادند و تير بارانش كردند . « 3 »
سرنوشت حرملة بن كاهل
منهال بن عمر گويد : چون قصد بازگشت از مكّه داشتم ، همراه بشر بن غالب ، براى خداحافظى نزد امام زينالعابدين رفتم . حضرت فرمود : اى منهال ، از حرملة بن كاهل چه خبر دارى ؟ گفتم : در كوفه زنده است . حضرت دستها را بلند كرد و سه مرتبه فرمود :
هامش
( 1 ) . ذوب النضار ، ص 120 .
( 2 ) . همان ، ص 118 - 119 .
( 3 ) . همان ، ص 119 .